اين مرد ، بر گرديد به ج 13 از برگردان پارسى الغدير - ص 194 - و آن جا اين گزارش را از زبان وى بخوانيد : « پيامبر گفت : مرا كه به آسمانها بالا بردند بر هيچ آسمانى نگذشتم مگر يافتم كه در آن نوشته بود : محمد برانگيختهء خداست و بوبكر جانشين من . » و ببينيد كه وى در آغاز اين گزارش را ساختگى مىشمارد و سپس مهر خليفه بر آتش مىدارد كه استخاره كرده ( ! ) و گزارش ساختگى را نيكو و حسن بشمارد و پشتگرمىاش نيز به گواه هائى چند ؛ كه امينى پنبهء همهء آنها را زده و بىپايگى برداشت وى را روشن گردانيده است .
21 - شوكانى : برگرديد به ص سيزده
22 - ضحاك : گزارشها و سخنان اين مرد نيز بىارزش شناخته شده است ( يادنامهء شيخ طوسى 1 / 300 و 303 ) .
23 - طبرانى : بنگريد به گزارش وى در ص 20 و 21 كه مىرساند خداوند با فرستادن آيه اى از قرآن ، پيامبر را از آمرزش خواهى براى مادر خويش باز داشت و گواهى داد كه او بر آئين بت پرستى مرده و از دوزخيان است و باز بنگريد به گزارشهاى گزافه آميزش در برترى بوبكر و عمر ( ص 57 و 155 )
24 - طبرى : بنگريد به گزارشهاى او در ص 12 و 20 - 21 كه مىرساند خداوند با فرستادن يك آيه از قرآن ، پيامبرش را از آمرزش خواستن براى مادر و پدر و عمويش - ابو طالب - بازداشت و گواهى داد كه آنان بر آئين بت پرستى مرده و از دوزخيانند و در آيهء ديگر نيز ناشايستگى ابو طالب را براى راهنمائى شدن و پذيرفتن آئين راستين ، گواهى كرده است .
25 - عايشه : دشمنى اين زن با على و خاندان او آشكارتر از آن است كه نيازى به بازگوگرى باشد گذشته از آن همه خونهاى پاكان و بيگناهان كه به دستور او در گير و دار جمل ريخته شد و نخستين جنگ خانگى در ميان مسلمانان پديد آمد و براى آشنائى بيشتر با چون و چند زندگى و گزارشهاى او بنگريد به نگاشتهء جداگانه و گسترده اى كه سيد مرتضى عسكرى در اين زمينه پديد
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 21
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ٢١