مىآيد و در مىماند و لنگ مىشود كه گوئى زبانش را بريده و لبانش را دوختهاند يا گوئى در هنگام شنيدن آنها گوشش سنگين مىشود كه آن را به خود راه ندهد و اگر هم به ناچار يادى از آن كند آن را به گونه اى خرد و ناچيز مىآرد چنان چه مىبينى آن چه را از بلند آوازه ترين برترىهاى ابوذر است سست و ناتوان مىشمارد . . .
7 - ابن ماجه : برگرديد به گزارش وى در ص 20 كه مىرساند خداوند - با فرستادن آيه اى از قرآن - پيامبر را از آمرزش خواستن براى مادر خويش باز داشت و گواهى داد كه او بر كيش بتپرستى مرده و از دوزخيان است .
8 - ابن مردويه : در ص 20 و 32 مىبينيد وى با گزارشهاى نادرستى كه بازگو مىكند ابوطالب و آمنه - عمو و مادر پيامبر - را از جرگهء نيكان و خدا پرستان - به در برده ، و بر آن رفته است كه خداوند در قرآن ، پيامبر را از آمرزش خواستن براى مادر باز داشته و عمويش را نيز براى ره يافتگى ناشايسته خوانده است .
9 - ابو الشيخ : در ص 24 مىبينيد وى با گزارش نادرستى كه بازگو مىكند ابو طالب را از جرگهء مسلمانان به در برده و بر آن رفته است كه خدا در قرآن ، پيامبرش را از آمرزش خواستن براى عمو بازداشته است .
10 - ابو داود : آن چه در زير شمارهء 7 دربارهء ابن ماجه گفتيم ، دربارهء ابو داود نيز درست است - كه به همان جا برگرديد .
11 - ابو موسى اشعرى : اين مرد ، شناخته شده تر از آن است كه نيازى به شناساندن داشته باشد و نمونهء دشمنىاش با على ( ع ) بر كنار كردن او است از پيشوائى - در گير و دار حكميت - گذشته از كوششهائى كه پيشترها براى باز داشتن مردم از پيوستن به على مىنمود و گذشته از كارگزارى براى عمر و عثمان ، و كارش به جائى رسيد كه على ( ع ) بر وى نفرين فرستاد ( هدية الاحباب ص 47 )
12 - ابو هريره 13 - انس - بىارجى اين دو و گزارشهاشان را در جلد سيزدهم ص 344 تا 346 به گفتگو نهاديم اكنون نيز خوانندگان را بازگشت
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 17
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٧