تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
گونه اى بى پايگىاش را آشكار ساخت و هر كه در آنها نيكو بنگرد بىچون و چرا در مىيابد كه اگر كسى در زمينهء آئين شناسى ، گامى استوار داشته باشد هرگز آنها را بر زبان نمىراند - چه رسد به پيشواى مسلمانان ! - اگر تنها همين كه زنش از مردم مكه بوده دستورى را كه دربارهء نماز شكسته رسيده از ميان ببرد بايد بپرسيم كدام يك از ياران پيامبر كه در گذشته‌ها از مكه به مدينه كوچيده بودند از اين ديدگاه مانند عثمان نبوده‌اند ؟ بر اين بنياد پس هيچ يك از ايشان نمىتوانسته‌اند نماز را شكسته بخوانند با آن كه آئين ما ، شكسته خواندن نماز را بر همهء مسافران بايسته گردانيده و كار زن هم دست مرد است و در ماندگار شدن و كوچ كردن دنباله رو او است و شوهر او تنها براى اين كه به شهر و ميهن نخستين زنش - كه هر دو از آن كوچيده‌اند - نزديك شده دستورى را كه دربارهء مسافر رسيده نبايد نديده بگيرد . ابن حجر در فتح البارى 2 / 456 مىنويسد : احمد و بيهقى از گزارش عثمان آورده‌اند كه چون او در منى نماز را چهار ركعت خواند مردم بر او خرده گرفتند و او گفت : من چون به مكه آمدم در آن جا زن گرفتم و راستى اين كه من شنيدم برانگيختهء خدا ( ص ) مىگفت : « هر كس در شهرى زن بگيرد نماز او همچون نماز مردم آن شهر است » سپس گويد : اين گزارش درست نيست و در زنجيرهء ميانجيان آن به كسى بر مىخوريم كه سخنش شايستهء پشتگرمى نمىنمايد و براى نپذيرفتن آن همين بس كه پيامبر ( ص ) با زنانش به سفر مىرفت و نماز را شكسته مىخواند . و ابن قيم بهانه هائى براى خليفه بر شمرده و مىگويد : او در منى زن گرفته بود و مسافر چون در جائى درنگ كند و زن بگيرد يا در آن جا همسر گرفته باشد نماز را شكسته نمىخواند و در اين باره گزارشى هم با زنجيرهء گسسته از زبان پيامبر ( ص ) آورده‌اند و عكرمه پسر ابراهيم ازدى از زبان ابو ذئاب و او از زبان پدرش آن را بازگو كرده ، به اين گونه : عثمان با مردم در منى چهار ركعت نماز گزارد و گفت اى مردم من چون آمدم در اين جا زن گرفتم و از برانگيختهء خدا ( ص ) نيز شنيدم كه مىگفت : چون مردى در شهر زن گرفت نماز او مانند نماز مردم آن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 167 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)