شهر است . گزارش بالا را ، هم امام احمد ( ره ) در مسند خود 2 / 62 آورده و هم عبد اللَّه پسر زبير حميدى در مسند خود . با اين همه ، بيهقى - از دو ديدگاه - آن را سست و ناتوان شمرده - يكى اين كه زنجيره اش گسيخته است و ديگر اين كه گزارشهاى عكرمه پسر ابراهيم را سست و ناتوان مىشمرده ابو البركات ابن تيميه گفته : مىشود از بيهقى بازخواست كنيم كه سخن او دربارهء عكرمه بر چه بنيادى بوده . زيرا بخارى او را در تاريخ خود ياد كرده و نكوهشى بر وى روا نداشته با آن كه شيوهء وى در شناساندن گزارشگران اين است كه از ياد آورى نكوهشهائى كه از ايشان شده خوددارى نمىنمايد و آسيب پذيرى سخنانشان را نديده نمىانگارد .
و تازه احمد - و پيش از او پسر عباس - آشكارا بر آن رفتهاند كه مسافر چون در جائى زن بگيرد نبايد نماز را شكسته بخواند و بو حنيفه ( ره ) و مالك و ياران آن دو نيز همين گفتهاند و اين بهترين پشتوانه اى است كه براى كار عثمان مىتوان يافت .
امينى گويد : اگر - به گونه اى كه پنداشتهاند - عثمان چنان سخنى را آشكارا در آن هنگام بر زبان مىراند و اگر - بر بنياد آئين اسلام - همسر گزيدن ، انگيزه اى مىگرديد كه دستور ويژه براى مسافر را بى چون و چرا از ميان بر مىداشت ( كه چنين نبود ) پس ديگر سخنى پشت پردههاى پنهانى پوشيده نمىماند تا اين نشانه جوى - با هزار زور و دوز و كلك - پرده از چهرهء آن برگيرد ، يا كسانى كه پرواى درست و نادرست سخن ندارند از پيش خود آن را ببافند .
وانگهى اگر چنين بوده است پس چرا ياران پيامبر ، آن همه زبان به خرده گيرى از آن مرد دراز كردند ؟ مگر هنگامى كه او آواز خود را به بازگوئى آن عذر بجايش بلند كرده بود نمىشنيدند كه چه مىگويد ؟ يا شنيدند و آن را به چيزى نگرفتند ؟ يا اين سخنرانى از ريشه ساختهء دروغ پردازانى است كه پس از گذشت روزگار او آمدهاند ؟
و تازه ، بستن پيمان زناشوئى از ديدگاه اينان روا نيست مگر در نزد دو گواه درستكار ، از زبان پسر عباس نيز آوردهاند كه پيمان زناشوئى نمىتوان بست مگر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٨