تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
و احمد در مسند 4 / 94 آورده است كه عباد پسر عبد اللَّه گفت : چون معاويه به آهنگ ديدار از خانهء خدا بر ما - در آمد نماز ظهر را در مكه دو ركعت خواند سپس به سوى دار الندوه ( نام جائى خانهء توده ) بازگشت پس مروان و نيز عمرو پسر عثمان بر وى درآمدند و او را گفتند : تو بر كار عمو زاده ات ( عثمان ) خرده گرفتى زيرا او نماز را شكسته نمىخواند . و هم عباد گفت : و چون عثمان به مكه مىآمد هر يك از نمازهاى ظهر و عصر و عشا را چهار ركعت مىخواند و شكسته نمىخواند سپس چون به سوى منى و عرفه بيرون مىشد نماز را شكسته مىخواند و چون برنامهء ديدار از خانهء خدا را به انجام مىرساند و در منى درنگ مىكرد نماز را شكسته نمىخواند . گزارش بالا را ابن حجر در فتح البارى 2 / 457 و شوكانى در نيل الاوطار 2 / 260 آورده‌اند . طبرى در تاريخ خود و ديگران آورده‌اند كه در سال 29 عثمان با مردم به ديدار خانهء خدا رفت و در منى سرا پرده اى بر پا كرد و اين نخستين سرا پرده اى بود كه عثمان در منى بر پا كرد و از شكسته خواندن نماز در آنجا و در عرفه خوددارى نمود واقدى با زنجيرهء خود گزارش كرده كه پسر عباس گفت : نخستين انگيزه اى كه مردم را واداشت ، آشكارا دربارهء عثمان سخن كنند اين بود كه او هميشه نماز را با مردم در منى دو ركعتى خواند تا ششمين سال فرمانروائىاش ديگر از شكسته خواندن آن سر باز زد . و اين را گروهى از ياران پيامبر ( ص ) بر او خرده گرفتند و كسانى كه مىخواستند در پيرامون او به سخن پردازند به گفتگو برخاستند تا در ميان كسانى كه به نزد او شدند على هم آمد و گفت : به خدا سوگند نه پيش آمد تازه اى روى داده و نه پيمانى از گذشته در دست است ، نه پيامبرت ( ص ) را به ياد دارى كه دو ركعت نماز مىخواند و پس از او بوبكر ، و سپس عمر و تو خود در آغاز فرمانروائىات بر همين شيوه بودى . من نمىدانم اين نو آورى به كجا بر مىگردد ؟ گفت : انديشه اى است كه خود پذيرفته‌ام .