بخواهند و در روز رستاخيز به سود او ميانجى گرى نمايند ( ص 20 ) .
3 - ابن جوزى : وى همان است كه گزارش دروغينى در برترى ابو بكر - و آن هم از زبان على - بازگو كرده است ( ص 59 ) و همان كه امينى لاف پرگزافهء او را دربارهء پايگاه عمر - در روزگار پيش از اسلام - به باد سرزنش گرفته و دروغ شمرده است ( ص 98 ) .
4 - ابن عبد البر ، ابو عمر : وى نيز همان است كه امينى گزارش پرگزافه اش را دربارهء دانش بسيار عمر و دربارهء پايگاه بلندش در روزگار پيش از اسلام به باد نكوهش گرفته و دروغ شمرده است ( ص 98 و 99 و 150
5 - ابن عساكر : در ص 23 و 24 مىبينيد وى با گزارشهاى نادرستى كه بازگو مىكند ابو طالب را از جرگهء مسلمانان به در برده و بر آن رفته كه خداوند در قرآن پيامبرش را از آمرزش خواستن براى پدر على باز داشته است . گذشته از گزارشهاى گزافه آميزش دربارهء پايگاه عمر در روزگار پيش از اسلام ( ص 98 ) و دربارهء برترىهاى فراوان بوبكر ( ص 54 ) .
6 - ابن كثير : داورى امينى دربارهء اين مرد و نوشته هايش در جلد 16 از برگردان پارسى بيايد و اين جا به چند فراز از آن بسنده مىكنيم :
راستى را شيوهء اين مرد - در ياد كردن از برترىها - بر آن است كه چون خواهد به درهم بافتن تاريخ محبوبان خويش - از امويان يا كسانى از پيوستگان ايشان - پردازد كه از پيشگامان آزمندى و سيرى ناپذيرىاند ، در آن هنگام سخنان بسيارى مىآرد و گزارشهاى ناچيز و ساختگى را - به گونهء خبرهاى درست - رديف مىكند بى آن كه به زنجيرهء آنها بپردازد يا در پيرامون زمينهء آنها سخنى در دنباله اش بياورد و هرگز هم از اين افسانه پردازى خسته نمىشود . هر چند كه « مثنوى هفتاد من كاغذ » را دربارهء آنها سياه كند ولى چون نوبت مىرسد به ياد از برترىهاى كسى از خاندان على يا پيروان و ويژگان ايشان - از بزرگان و نيكان توده همچون ابوذر - آن گاه مىبينى زمين با همهء فراخىاش بر وى تنگ
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 16
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٦