تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ياد نكرد ( 1 ) و باز گزارش خطيب ، كه حاكم نيز به اين گونه آن را آورده و درست شمرده است : جابر پسر عبد اللَّه گفت شنيدم برانگيختهء خدا ( ص ) در روز حديبيه هم چنان كه دست على را در دست گرفته بود مىگفت : اين فرمانرواى نيكوكاران است و نابود كنندهء تبهكاران هر كه او را يارى كرد خود يارى شده و هر كه او را واگذاشت خود واگذاشته شده ( 2 ) و چنان چه در تاريخ الخلفاء به خامهء سيوطى ص 115 و در نور الابصار ص 80 مىخوانيم ابن ابى حاتم نيز آن را از زبان پسر عباس گزارش كرده و شيخ الاسلام حموينى هم در فرائد السمطين آن را از زبان عبد الرحمن پسر سهمان آورده و ابن حجر نيز در صواعق - به گزارش از حاكم - آن را آورده و در آن دستبرده و به جاى « فرمانرواى نيكو كاران » ، « پيشواى نيكو كاران » نوشته است . كه خدا درستكارى را زنده بدارد ! و باز گزارش ابن عدى در كامل خود از زبان على كه پيامبر ( ص ) گفت : على فرمانروا و سرپرست گروندگان است و دارائى جهان ، فرمانروا و سرپرست دو رويان ، و در گزارشى به جاى دورويان ، ستمگران و در گزارش ديگر : بدكيشان و ناسپاسان ياد شده است . گزارش بالا را ، هم دميرى در حيوة الحيوان 2 / 412 آورده است و هم ابن حجر در صواعق ص 75 . و دميرى مىنويسد : از همين جا است كه فرمانرواى گروندگان على را - كه خدا روى او را گرامى دارد - در ميان گروندگان به شاه زنبوران همانند كرده‌اند . و باز سخن على : من فرمانروا و سرپرست گروندگانم و دارائى جهان ، فرمانرواى بد كيشان و ناسپاسان . و در گزارشى به جاى بدكيشان و ناسپاسان ، دو رويان آمده و
هامش
( 1 ) برگرديد به حلية الاوليا 1 / 64 ، الرياض النضرة 2 / 206 ، كفايه از كنجى ص 54 ، تذكرهء سبط ص 8 ، درر السمطين از جمال الدين زرندى ، صواعق از ابن حجر ص 76 ، كنز العمال 6 / 291 ، تاريخ الخلفاء ص 115 ( 2 ) تاريخ خطيب بغدادى 2 / 377 و 4 / 219 ، مستدرك حاكم 3 / 129