تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
( ص ) را ديد در ميان خانه ، و سر او در دامن دحيه پسر خليفهء كلبى است . پس گفت درود بر تو باد ! برانگيختهء خدا چگونه است ؟ گفت : اى برادر برانگيختهء خدا ! نيكو است . على گفت : خداوند - از سوى ما خانواده - تو را پاداش نيكو دهد . دحيه گفت : راستى كه من تو را دوست مىدارم و در نزد من ستايشى از تو است كه شتابان برايت آورده‌ام : تو فرمانرواى گروندگان و راهبر چهره‌هاى درخشان و تابناك و . . . تا پايان و در اين گزارش مىخوانيم : پس او سر پيامبر را گرفت و در دامن على نهاد پس پيامبر ( ص ) گفت : اين گفتگوهاى آهسته چيست ، پس على آن چه را در ميانه گذشته بود بازگو كرد و او گفت : على ! او دحيه نبود . . . جبرائيل بود و ترا به نامى خواند كه خداوند به آن خوانده بود . حافظ ابو العلا حسن پسر احمد عطار در گزارشى از زبان پسر عباس آورده است كه پيامبر ( ص ) گفت : اى ام سلمه ! گواه باش و بشنو اين على پسر ابو طالب فرمانرواى گروندگان است - كه همهء گزارش در ج 6 ص 80 چاپ دوم گذشت - و طبرانى در معجم خود با زنجيره اى گسسته از زبان عبد اللَّه پسر عليم جهنى آورده است كه پيامبر گفت : به راستى خداى ارجمند و بزرگ در آن شب كه مرا به آسمانها برد به گونه اى نهانى سه ويژگى على را براى من باز نمود : اين كه او سرور گروندگان است و پيشواى پرهيزكاران و راهبر چهره‌هاى درخشان و تابناك گزارشهاى ديگرى هم هست كه گزارشهاى بالا را يارى مىدهد و استوار مىگرداند . و از آن ميان يكى را بو نعيم در حلية الاولياء از زبان پسر عباس آورده است كه بر بنياد آن ، پيامبر خدا ( ص ) گفت : خداوند هيچ آيه اى فرو نفرستاد كه فراز « اى كسانى كه گرويده‌ايد » در آن باشد مگر على سرور و فرمانرواى ايشان است . - و به گزارش طبرانى و ابن ابى حاتم : مگر على فرمانروا و بزرگ آنان است و به راستى كه خداوند بارها ياران محمد را نكوهيد و على را جز به نيكوئى