نشانى « از سوى جانشين برانگيختهء خدا . . . » مىنوشتند سپس عمر ، در آغاز كارش مىنوشت : « از سوى جانشين بوبكر . . . » پس كه بود كه براى نخستين بار نوشت « از سوى فرمانرواى گروندگان . » ؟ او پاسخ داد : شفاء كه از نخستين زنان كوچ كننده به مدينه در همراهى پيامبر بود ، به من گزارش داد كه عمر پسر خطاب ( ض ) به كارگزار عراق نوشت دو مرد چابك به نزد او فرستد تا - دربارهء عراق و مردم آن - از آن دو پرسشهائى كند پس كارگزار عراق ، لبيد پسر ربيعه و عدى پسر حاتم را فرستاد و چون آن دو ، پاى در مدينه نهادند شتران خود را جلوى مسجد خوابانده و خود به مسجد درآمدند و به عمرو پسر عاص برخوردند و گفتند : اى عمرو ! دستورى براى ما بخواه تا بر فرمانرواى گروندگان در آئيم . عمرو گفت : به خدا سوگند كه شما نام درستى براى او برگزيدهايد او فرمانروا است و ما گروندگان پس عمرو برجست و بر فرمانرواى گروندگان در آمد و گفت درود بر تو اى فرمانرواى گروندگان ! عمر گفت : پسر عاص ! چه اين نام را بر تو آشكار ساخت ؟ پروردگار من مىداند كه تو از آن چه گفتى به در مىآئى گفت راستى اين كه لبيد پسر ربيعه و عدى پسر حاتم آمدهاند و پس از خواباندن شتران خود در جلوى مسجد بر من در آمدند و مرا گفتند اى عمرو ! براى ما دستورى بگير تا بر فرمانرواى گروندگان در آئيم و به خدا سوگند كه آن دو ، نام درستى بر تو نهادهاند ما گروندگانيم و تو فرمانرواى ما . پسر سليمان گفت پس از آن روز ، ديگر نامهها را با اين نشانى مىنوشتند .
گزارش بالا را حاكم در مستدرك آورده و درست شمرده و ذهبى نيز در تلخيص المستدرك مىگويد : آن درست است و سيوطى يك بار در شرح شواهد مغنى ص 57 مىنويسد با زنجيره اى درست گزارش مىكنيم كه لبيد پسر ربيعه و عدى پسر حاتم بودهاند كه چون از عراق به نزد عمر پسر خطاب آمدند او را فرمانرواى گروندگان ناميدند ، و بار ديگر هم در تاريخ الخلفا ص 94 داستان را ياد كرده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٩