در آن چه به بنيادهاى آئين ما وابسته است نادرستكارى نمايد - در پيرامون شاخهها و فرمانهاى آن - سخنش را پشتوانه نشايد ساخت .
6 - عبد اللَّه پسر عمر : بىارزشى اين مرد و گزارشهايش را نيز از همان چه در ج 13 ص 346 و 347 گذشت مىتوان دريافت و در اين جلد نيز - ص 33 و 34 - از زبان وى يكى از زشتترين گزارشهائى را خواهيد شنيد كه در نكوهش ابو طالب - و براى كوچك كردن او - به هم بافته شده و امينى گناه ساختن آن را سر بسته به گردن وى افكنده است .
7 - عمر : دربارهء وى هيچ گونه نيازى به گفتگو نمىبينم و همان چه را امينى سربسته در اين جلد - ص 101 تا 103 و 137 و 149 و 151 - و با گستردگى در جلد يازدهم و دوازدهم از برگردان پارسى « غدير » آورده براى آشنائى با عمر بسنده مىشمارم .
8 - قرطبى : در ص 3 و 4 و 11 و 35 خواهيد ديد كه وى - براى بدگوئى از ابو طالب - داستان بافى و گزارش سازى كرده و با دروغ بستن به خدا و پيامبر ، آيههاى قرآن را در نكوهش پدر على ( ع ) فرود آورده است !
9 - مسلم نيشابورى : در ص 20 در گزارشى از وى مىخوانيم كه خداوند پيامبرش را از آمرزش خواستن براى مادر خويش بازداشت ! و در ص 6 و 12 و 13 و 31 مىبينيم وى گزارش دروغسازانى را بازگو مىكند و درست مىشمارد كه - از سر كينتوزى با على - به خدا و پيامبر نيز دروغ بسته و آيههاى قرآن را در نكوهش ابو طالب فرود آوردهاند ! چنان چه در ص 36 و 155 از دو گزارشى كه به گفتهء وى بايد پذيرفت بر مىآيد كه پيامبر ابو طالب را از دوزخيان مىشمرده ! و در هنگام نماز پيامبر ، اهريمن بر وى تاختن برده و نماز او را شكسته . . . !
10 - مكحول : او را نيز شيعيان از دشمنان على ( ع ) شمرده و گزارشهايش را داراى بنيادى استوار نمىشناسند ( تنقيح المقال 1 / 154 و 3 / 246 ) .
همين اندازه آشنائى با كسانى را كه گزارشها و برداشتهايشان در ص
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 14
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٤