تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
نابود شدن دارائىها را ، اگر در كنار پشته اى كه تنها نشانهء بر جا مانده ، از آن دهكدهء خاكستر شده است بايستى همچون زن بچه مرده بر آن زنان شير خوار و چارپايان زبان بسته خواهى گريست پروردگار ما ، داور دادگر ، بسى به دور است از اينها . و بزرگان تودهء ما بسى به دورند از پذيرفتن اين دروغهاى رسوا . خداوند فريفتگى را نابود سازد كه چه مىكند و چه مىسازد و چه مىبافد ؟

5 ناميده شدن عمر به فرمانرواى گروندگان

واقدى گويد : ابو حمزه ( 1 ) يعقوب پسر مجاهد از زبان محمد پسر ابراهيم براى ما گزارش كرد كه ابو عمرو گفت : عايشه را گفتم عمر - جدا كنندهء راستى از نادرستى - را چه كسى فرمانرواى گروندگان نام نهاد ؟ گفت پيامبر ( ص ) كه گفته : او فرمانرواى گروندگان است گزارش بالا را ابن كثير در تاريخ خود 7 / 137 ياد كرده است . امينى گويد : ابو حزره افسانه سرائى بوده كه داستان مىگفته و او را خوش آمده است كه بر برانگيختهء خدا ( ص ) و بر همسر وى - مادر گروندگان - دروغ بندد تا - با ساختن برترىاى براى عمر - شنوندگانش را خرسند سازد و فراموش كرده كه تاريخ - اگر چه پس از روزگارى چند نيز باشد - دروغگوئى و بد كنشى او را آشكار خواهد ساخت . حاكم آورده است كه پسر شهاب گفت : عمر پسر عبد العزيز از ابو بكر پسر سليمان پسر ابو خيثمه پرسيد چرا در روزگار ابو بكر ( ض ) نامه‌ها را با
هامش
( 1 ) در تاريخ ابن كثير به اين گونه آمده . و درست آن ابو حزره است با حاء و راء مفتوح و بىنقطه و زاء نقطه دار و ساكن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 138 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)