تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مىنويسد : « آن نخستين زمين لرزه اى بود كه پس از آمدن اسلام در گرفت و خود بيست سال پس از كوچيدن پيامبر به مدينه روى داد . » - بايد بدانى كه به گفتهء تاريخ الخميس 1 / 565 شش سال پس از كوچيدن فرخندهء پيامبر ، زمين لرزه اى در گرفت و او ( ص ) گفت : به راستى خداى گرامى و بزرگ از شما خشنودى مىخواهد پس او را خشنود سازيد . دربارهء داستان سخن عمر : « ساريه ! كوه ! كوه ! » نيز سيد محمد پسر درويش الحوت دراسنى المطالب ص 265 مىنويسد : اين از گفتار عمر است در هنگامى كه بر فراز منبر پرده از پيش چشمش برداشته شد و ساريه را كه در نهاوند از سرزمين فارس بود ديد . داستان آن را واحدى و بيهقى با زنجيره اى ناتوان و سست آورده‌اند ، زيرا در بازگوئى برترىها دست و بالشان را باز مىبينند . پايان ما بر آن بوديم كه سيد پسر حوت ، در سست شمردن زنجيرهء گزارش دادگرى ننموده و مىبايست آن را از بنياد ساختگى بخواند . تا سرگذشت نامه‌ها ما را آگاه ساخت كه ابن بدران ( در گذشته در سال 1346 ) در زير نويس خود بر تاريخ ابن عساكر 6 / 46 پس از ياد كردن گزارش از راه سيف پسر عمر آن را درست خوانده است . اين جا بود كه ديديم پسر حوت در آن گونه داورى بيش از يك دردسر درست نكرده . چه انگيزه اى ابن بدران را به آن دروغگوئى و گل آلود كردن آب واداشته ؟ مگر آن همه سخنان را كه پيرامون سيف پسر عمر از دهان بزرگان دار و دسته اش درآمده در پيش روى ندارد ؟ يا مگر آن پاسداران گزارشها نيستند كه - براى جدا كردن درستكار و نادرستكار ميانجيان از يكديگر - گواهى ايشان در هر زنجيره اى استوارترين پشتوانه است ؟ ابن حبان گويد : سيف پسر عمر گزارشهاى ساختگى را از زبان ميانجيان استوار گوى بازگو مىكرد و هم گويد : او گزارش بافى مىكرد و خود از كسانى شمرده شده كه به گناه بدكيشى و بيرون شدن از آئين ، آلوده بود و حاكم گفته : وى از كسانى شمرده شده كه به گناه بد كيشى و بيرون شدن از آئين ، آلوده بود پس ، از چشم گزارشگران افتاده