تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و ابن عدى گفته : پاره اى از گزارشهايش آوازه اى دارد و بيشتر آنها ناستوده است كه از آنها پيروى نشده و ابن عدى گفته : بيشتر گزارشهايش ناستوده است و برقانى از زبان دارقطنى آورده كه وى را رها كرده‌اند و ابن معين گويد : گزارشهاى وى سست است و هيچ نيكوئىاى از او نبايد خواست و ابو حاتم گفته : گزارشهاى او را رها كرده‌اند و گزارش او به گزارش واقدى مىماند و ابو داود گفته : وى ناچيز است و نسائى گفته گزارشهايش سست است و سيوطى گفته : وى گزارش ساز است . و نيز گزارشى از زبان سرى از يحيى از شعيب پسر ابراهيم از سيف بازگو كرده و گفته : ساختگى است و در زنجيرهء گزارشهاى آن كسانىاند كه سخنانشان سست است و از همه بدتر سيف . برگرديد به ميزان الاعتدال 1 / 438 ، تهذيب التهذيب 4 / 295 ، اللئالى المصنوعة 1 / 157 و 199 و 429 دربارهء سوختن دهكده براى خوددارى آن مرد از برگرداندن نام خود نيز بايد گفت اين هم ياوه اى است كه خرد و آئين و منطق از پذيرفتن آن سرباز مىزند و چنان چه در ج 6 ص 308 تا 315 از چاپ دوم گذشت از برداشتهاى ويژهء خليفه در زمينهء نامها و نيز نامهاى سرپوشيده سرچشمه مىگيرد كه هم ، نامهاى سرپوشيدهء مردانى را كه برانگيختهء خدا ( ص ) آن نامهاى سرپوشيده بر ايشان نهاده بود ديگرگون ساخت و هم نامهاى كسانى ديگر را كه نيز او ( ص ) آن نامها براى ايشان برگزيده بود ديگرگون كرد و دست آويز بىپايه اش نيز اين بود كه « برانگيختهء خدا ( ص ) در گذشت و آمرزيده شد و ما نمىدانيم كه با ما چه خواهد شد » و آن چه در آن جا آورديم نشان مىدهد كه دستور وى در اين گونه جاىها نبايد هم به كار بسته شود نه اين كه خداوند ، دهكده اى آسوده و آرام را به زير شكنجه كشد كه چرا دارندهء آن يكى از فرمانهاى خليفه را كه گردن نهادن و ننهادن به آن يكسان بوده به كار نبسته . و اين ستمى آشكار است كه هم سوختن پاكان و بىگناهان را به همراه دارد و هم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 137 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)