تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
به نيل مصر - و در هوا - در داستان ساريه و كوه - و در آتش - در داستان سوختن دهكدهء مردى كه عمر به او دستور داد نام خود را ديگرگون گرداند و او زير بار نرفت و نام او - چنان كه در تبصرة الادلة و دلائل النبوة آمده - بستگى داشت به آتش مانند شهاب ( پارهء آتش ) ثاقب ( درخشان ) قبس ( شراره ) برگرديد به فتوح الشام از واقدى 2 / 44 ، تفسير رازى 5 / 478 ، سيرة عمر از ابن جوزى ص 150 ، الرياض النضرة 2 / 12 ، تاريخ ابن كثير 7 / 100 ، تاريخ الخلفاء از سيوطى ص 86 ، محاضرة الاوائل از سكتوارى ص 168 ، خزانة الاسرار ص 132 ، تاريخ قرمانى كه در كنار الكامل چاپ شده 1 / 203 ، الروض الفائق ص 246 ، فتوحات اسلاميه 2 / 437 ، نور الابصار ص 62 ، جوهرة الكلام از قراغولى حنفى ص 44 امينى گويد : دربارهء داستان نيل بايد گفت كه يگانه گزارشگر آن عبد اللَّه پسر صالح مصرى است كه چنانچه در ج 5 ص 239 چاپ دوم گذشت يكى از دروغپردازان و گزارش سازان است و احمد پسر حنبل گفته : وى در آغاز كارش خوددار و نيكو بود و سرانجامش به تباهى كشيد و احمد پسر صالح گفته : وى ناچيز و گناهكار شمرده شده و صالح جزره گفته : ابن معين گزارش او را شايستهء پشتگرمى مىشمرد با آن كه در ديدهء من وى به هنگام گزارشگرى ، دروغ مىگفته و نسائى گفته : گزارش او شايستهء پشتگرمى نيست و ابن مدينى گفته : چيزى از زبان او بازگو نمىكنم و ابن حبان گفته خودش راستگو بوده و ناستودگىها به دست همسايهء او به گزارشهايش راه يافته و من از ابن خزيمه شنيدم مىگفت : وى همسايه اى داشت كه ميان آن دو دشمنى بود همسايه گزارش مىساخت و بر شيخ ابو صالح مىبست و آن را با خطى همانند خط عبد اللَّه مىنوشت و در خانهء وى و ميان كتاب - هايش مىافكند و عبد اللَّه گمان مىكرد كه از نوشته‌هاى خودش است و آن را گزارش مىكرد و ابن عدى گفته در زنجيره‌ها و زمينه‌هاى گزارشهاى وى - بىآن كه خودش بداند - نادرستىها راه يافته .