تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و چيره بر همه چيز تو را روان مىساخت پس ما هم از خداى يگانه و چيره بر همه چيز مىخواهيم كه تو را روان دارد . و در گزارش واقدى آمده است كه چنين نوشت : اگر تو كه آفريده اى هستى و هيچ سود و زيانى در دست تو نيست از سوى خود و با دستور خود روان مىشوى پس خشك شو كه ما را نيازى به تو نيست و اگر به نيروى خدا روان بودى و او تو را به تكان مىآورد پس به همان گونهء پيشين روان شو و بدرود . پس آن برگه را يك ماه پيش از روز صليب در نيل افكندند و اين همان هنگام بود كه مردم مصر آمادهء كوچيدن و بيرون شدن از آن مرز و بوم گرديده بودند زيرا چرخ زندگى ايشان در آنجا به جز با آب نيل نمىگرديد و چون آن برگه را در آن افكندند به روز صليب كه رسيدند خداى برتر از پندار تنها در يك شب شانزده گز آن را روان گردانيد و خداوند آن شيوه را تا امروز از مردمان مصر ببريد . 2 - رازى در تفسير خود مىنويسد : زمين لرزه اى در مدينه روى داد پس عمر تازيانه را بر زمين كوفت و گفت : با دستورى از سوى خدا آرام شو پس آرام شد و از آن پس ديگر در مدينه زمين لرزه روى نداد . 3 - هم در تفسير رازى است كه در پاره اى از خانه‌هاى مدينه آتش سوزى روى داد پس عمر بر پارچه اى نوشت اى آتش ! با دستورى از سوى خدا آرام شو پس آن را در آتش افكندند تا در جا خاموش شد . 4 - در محاضرة الاوائل از سكتوارى آمده است : نخستين زمين لرزه اى كه در اسلام روى داد بيست سال پس از كوچيدن پيامبر به مدينه و در فرمانروائى عمر ( ض ) بود پس آن فرمانرواى گروندگان ( ض ) نيزه اش را زد و گفت : اى زمين آرام باش مگر من بر روى تو دادگرى ننموده‌ام ؟ پس آرام شد و اين از نمايشهاى بزرگوارانه و نشدنى او بود چنان كه چهار نمايش بزرگوارانه و نشدنى نيز بر روى چهار عنصر از او ديده شد : دست بردن در عنصر خاك و آب - در داستان نامه اش
الغدير ( فارسي ) — صفحة 133 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)