آن سخنان نيست بنگريد به ص 12 و 179 تا بدانيد چگونه به خدا دروغ بسته و آيهء نامهء او را در نكوهش ابو طالب - پدر بزرگوار على - فرود آورده ( ! ) و براى پاك نمودن عثمان در كار نادرستش بهانه اى بىپايه و گزارشى ساختگى تراشيده است .
4 - شوكانى : در ص 105 گزارش دروغينى از زبان وى مىخوانيم كه مىرساند اهريمن از عمر مىترسد و دورى مىگزيند و از پيامبر نه ! چنان چه در ص 179 نيز مىبينيم براى پاك نمودن عثمان در كار نادرستش بهانه اى بىپايه و گزارشى ساختگى بازگو مىكند .
5 - عبد الرحمان پسر عوف : دربارهء وى به همين اندازه بسنده كنيم كه : كسى است كه در سوم بار ، گوى جانشينى را از چنگ على بربود و ناجوانمردانه به دامن برادر زنش - عثمان - افكند و براى نشاندن او و امويان برگردن مسلمانان ، بىشرمى را به جائى رسانيد كه به على گفت : اگر برگزيدهء مرا نپذيرى و نافرمانى نمائى سر و كارت با شمشير بران خواهد بود و كشته خواهى شد ، نمونهء يغماگرىهايش از دارائى تودههاى مستمند مسلمان نيز اين كه پس از مرگ ، 1000 شتر و 3000 گوسفند و 100 اسب بر جاى گذاشت و 20 شتر ، ويژهء آبيارى كشتزارهايش در « جرف » بود و چندان شمشهاى زر از وى ماند كه براى بخش كردن آنها تبرداران زور آور به كار برخاسته و چندان با تبر زدند تا دستهاشان آبله كرد و كيسههاى سيم و زر او را كه بر روى هم چيدند ديوارى بلند بر سر پاشد كه يك تن ايستاده مىتوانست در پشت آن پنهان گردد . . . ( الغدير 8 / 296 و 284 و 336 و 369 ، 9 / 88 + الامامة و السياسة 1 / 31 + طبرى 3 / 302 و 297 + ابن ابى الحديد 1 / 63 ) و پس از اينها نكوهشهاى على از وى - در كنار عمر - و گرفتار شدنش به نفرين آن پيشوا ، كه هر كدام براى بىارج ساختن او و گفتارش بس است ( نيز برگرديد به ج 13 از برگردان پارسى غدير ص 182 و 285 + تنقيح المقال 2 / 147 كه دربارهء او مىنويسد : به گزارش او پشتگرم نتوانم بود زيرا كسى كه
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 13
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٣