به آستان پاك او ؟ و آيا نبايد پيمان بستن به گونه اى باشد كه بشود هنگام بستن آن بگوئيم بر گردن من كه چنان كارى براى خدا بكنم ؟ اكنون كدام برترى هست در دف زدن زنى بيگانه در برابر مردى بيگانه ؟ و در آوازه خوانىاش و دست افشانى و پايكوبىاش رو در روى او ؟ مگر آن كه كسى بگويد : آن زنك يا پرستشگاه بزرگترين پيامبران ، آن نارواها را روا ساخته ! يا گزاف گوئى در برتر خوانى - برترىهاى خليفه - روا دانسته است كه چنين ياوه هائى بافته شود .
انديشهء عمر دربارهء آوازه خوانى
اگر به شگفت بيائى جا دارد كه آن داستانهاى خنده آور نشان مىدهد كه عمر آوازه خوانى را ناخوش مىداشته با آن كه عينى در عمدة القارى كه در روشنگرى صحيح بخارى است 5 / 160 - به گزارش از نامهء التمهيد به خامهء ابو عمر نگارندهء استيعاب - عمر را از كسانى مىشمارد كه آوازه خوانى را كارى شايسته مىدانند - همچون عثمان ، عبد الرحمن پسر عوف ، سعد پسر ابو وقاص ، عبد اللَّه پسر عمر ، معاويه و عمر و پسر عاصى ، نعمان پسر بشير ، حسان پسر ثابت -
و شوكانى در نيل الاوطار 8 / 266 مىنويسد « گزارش كردهاند كه آوازه خوانى و شنيدن آن را گروهى از ياران پيامبر و شاگردان ايشان روا مىدانستهاند ، چنان كه - به گزارش ابن عبد البر و ديگران - از ميان ياران پيامبر عمر بر اين بوده » ، سپس گروهى از ايشان - همچون عثمان ، عبد الرحمن پسر عوف ، ابو عبيدهء جراح ، سعد پسر ابو وقاص ، و عبد اللَّه پسر عمر را كه نيز بر اين بودهاند ياد مىكند
و چنان كه در نيل الاوطار 8 / 272 از نگاشتهء بيهقى در المعرفة و نيز از زبان مبرد گزارش شده عمر چون به درون خانه اش مىشد يك دو فراز از سروده اى