پستتر باشد ؟ و كدام درستىاى است كه عمر برگزيده و شناخت آن براى پيامبر ( ص ) دست نداده ؟
و باز با من بيائيد تا رستاخيز ديگرى را كه زركشى در الاجابه ص 67 بر پا كرده بنگريم كه آنجا در ميان ويژگىهاى عايشه يكى هم اين را ياد مىكند كه :
به راستى برانگيختهء خدا ( ص ) در پى خشنودى او بوده ؛ چه هنگامى كه او به بازى مىپرداخت و چه آن گاه كه خود در روى او ايستاد تا بازيگرى زنان سياه را ببيند .
سپس گويد : « كه دانشوران از گزارش آنها دستورهاى بسيار دريافتهاند و چه بزرگ است فرخندگى آن . »
آيا اين مرد مىخواهد انگيزه اى براى سرفرازى عايشه دست و پاكند ؟ يا لغزشى به شوهر وى بندد ؟ آيا او ( ص ) در كارهاى شايسته در پى خشنودى وى بوده ؟ يا اين « در پى بودن » دامنه اى فراختر از اين مرز داشته ؟ - كه پناه به خدا از اين سخن - آيا مىشود بگوئيم كه او ( ص ) تا جائى در پى خرسندى او بوده كه در اين راه ، آئين خدائىاى را هم كه خود آورده بود زير پا مىگذاشت ؟ چه دستورى است كه از چنين دست آويز پست و ناچيز به دست آيد ؟ آفرين بر اين نويسنده ! و زها زه از دانشورانى كه به اين گونه دستورها را به دست مىآرند ! و خدا بسيار كند - بسيار نكند - همانند اين فرخندگىها را !
وانگهى آيا پيمان بستن با خدا ، ناروا را روا مىسازد كه پيمان آن آوازه خوان با خدا درست باشد ؟ مگر در سخن گرامى پيامبر نيامده است كه : روا نيست آدمى زاد با خدا پيمان بندد كه گناهى بكند يا آن چه را در دسترس او نيست انجام دهد ( 1 )
و نيز : هر كه با خدا پيمان بندد كه فرمانبرى او نمايد بايد فرمانبرى نمايد
هامش
( 1 ) صحيح مسلم 2 / 17 ، سنن ابو داود 2 / 81 ، سنن ابن ماجه 1 / 652 ، سنن نسائى 7 / 19 ، 29