كه پيامبر گفت : به راستى خداى برتر از پندار ، كنيز آوازه خوان و فروختن و بها و آموزش و گوش دادن به آن را ناروا شمرده سپس اين فراز را خواند :
« برخى از مردم كسانىاند كه سخنان بيهوده را مىخرند . . . »
الدر المنثور 5 / 159 ، تفسير شوكانى 4 / 228 ، تفسير آلوسى 21 / 68 و آوردهاند كه از ابن مسعود دربارهء اين فراز « برخى از مردم كسانىاند كه سخنان بيهوده را مىخرند . . . » بپرسيدند گفت به خدا سوگند كه آن ، آوازه خوانى است و بر بنياد گزارشى گفت سوگند به خدائى كه جز او خدائى نيست كه آن ، آوازه خوانى است - و اين سخن را سه بار بر زبان راند - و از زبان جابر نيز آوردهاند كه گفته : آن ، آوازه خوانى است و گوش دل دادن به آن ، و خواست خداى برتر از پندار از واژهء « مىخرد » اين است : « به جاى آن مىگيرد و برمىگزيند » چنان كه جاى ديگر گفت : « آناناند كسانى كه گمراهى را به راه يافتگى خريدند » كه مىخواهد بگويد : آن را به جاى اين برگرفتند و برگزيدند . و مطرف گويد : خريدن سخنان بيهوده ، دوست داشتن آن است و قتاده گويد : شنيدن آن خريدن آن است .
اين كه خواست خداوند - در اين فراز گرامى - از دو واژهء « سخنان بيهوده » همان آوازه خوانى است و اين فراز دربارهء اين كار فرود آمده - در اين گونه روشنگرى - بسيار كسان همداستاناند : ابن عباس ، عبد اللَّه پسر عمر ، عكرمه ، سعيد پسر جبير ، مجاهد ، مكحول ، عمرو پسر شعيب ، ميمون پسر مهران ، قتاده ، نخعى ، عطاء ، على پسر بذيمه ، حسن . گزارش برداشت ايشان را نيز اينان آوردهاند :
ابن ابى شيبه ، ابن ابى الدنيا ، ابن جرير ، ابن منذر ، حاكم ، بيهقى در شعب الايمان ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، فريابى ، ابن عساكر .
برگرديد به تفسير طبرى 21 / 39 و 40 ، سنن بيهقى 10 / 221 و 223 و 225 ، مستدرك حاكم 2 / 411 ، تفسير قرطبى 14 / 51 و 52 و 53 ، نقد العلم و العلماء از ابن جوزى ص 246 ، تفسير ابن كثير 3 / 441 ، 442 ، ارشاد السارى از
الغدير ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٠