تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
بىنياز مىدارد . پس بگذار كه ترمذى ، زنجيرهء آنچه را گزارش كرده نيكو و درست بشمارد و بگذار كه پاسداران گزارشها انبان دانش خويش را با كژى و كاستى هائى از اين دست ، مالامال سازند و بگذار كه سرايندهء نيل به پيروى كسانى از پاسداران بىبهرهء گزارشها ، اينها را از برترىهاى عمر بشمارد و زير نشانى « نمونه اى از شكوهمندى او » بگويد : « شكوهمندى او چه در روزگار اسلام و چه پيش از آن در روزگار نادانى - رويدادهاى سهمگين را به زانو درآورد و باز دارندگانى كه ميان آنها بود وى را از راه باز نگردانيد . در لابه لاى سختگيرىهاى او رازهاى مهربانى براى جهانيان بود هر چند كه آن را آشكار نمىساخت و ميان دو پهلوى او - در سرسختترين نمايشهايش به دليرى نيز - دل مادرى بود كه فرزندانش را مىپروريد . تازيانهء او مردم را از شمشير آبدار بىنياز مىساخت و چه بسيار گمراه روانان و سركش جانان را مىهراسانيد . و براى او همچون چوبدستى موسى بود در دست دارندهء آن كه نادرستىها در مرز و بوم آن براى گذر كردن نيز فرود نمىآمد . تا آن جا كه كودكان را نيز در بازىهاشان به هراس افكند و زنان دوست داشتنى و دست نيافتنى را نيز در بازىگرىهاشان بىتاب و توان گردانيد . ديدى آن زن را كه با خدا پيمان بست تا براى برانگيختهء خدا ترانه اى بخواند . گفت : با خدا پيمان بستم كه اگر پيامبر از اين جنگ به سوى ما بازگردد با ساز دف خود آواز بخوانم