تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
گوش هوش بسپارد و بازيگرىها را بنگرد ؟ و تازه به اين همه نيز بسنده نكرده و جائى كه همهء مردم از نزديك او را مىبينند زنش عايشه را نيز به ديدن آن وا دارد و همى به وى بگويد : سير شدى ؟ سير شدى ؟ و او براى آن كه از پايگاه خويش نزد وى آگاه شود پاسخ دهد نه ! آيا شكوه پيامبرى ، وى را از آن باز نمىداشت كه مانند فرومايگان و شوخ چشمان و بىپروايان و سبك مغزان و پرده دران در كنار بچه‌ها بايستد و به بازىگرىها چشم بدوزد ؟ مگر آئين پاك او همهء اينها را ناروا نشناخته ؟ البته چرا و اين هم نشانه هايش در نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر ، اين سخن خداى برتر از پندار است كه : برخى از مردم كسانىاند كه سخنان بيهوده را مىخرند تا ندانسته مردم را از راه خدا گمراه كنند و آن را به ريشخند بگيرند ، براى ايشان است كيفرى خوار كننده ؛ سورهء لقمان آيهء 6 . و در گزارش ابو امامه از زبان او ( ص ) آمده است كه كنيزان آوازه خوان را نخريد و نفروشيد و ( خوانندگى ) مياموزيد كه در اين بازرگانى نيكوئى نيست و بهاى ايشان ناشايست است و در چنين زمينه اى است كه اين فراز فرود آمده : « برخى از مردم كسانىاند كه . . . » و گزارش طبرى و بغوى به اين گونه است : هم آموختن خوانندگى به كنيزان آوازه خوان ناروا است و هم فروش ايشان . بهايشان هم ناشايست است و در چنين زمينه اى است كه اين فراز فرود آمده . گزارش بالا را سعيد پسر منصور ، احمد ، ترمذى ، ابن ماجه ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن ابى شيبه ، ابن مردويه ، طبرانى ، بيهقى ، ابن ابى الدنيا و ديگران آورده‌اند برگرديد به تفسير طبرى 21 / 39 ، تفسير قرطبى 14 / 51 ، نقد العلم و العلماء از ابن جوزى ص 347 ، تفسير ابن كثير 3 / 442 ، تفسير خازن 3 / 36 ، ارشاد السارى 9 / 163 ، الدر المنثور 5 / 159 ، تفسير شوكانى 4 / 228 ، نيل الاوطار 8 / 263 ، تفسير آلوسى 21 / 68 و ابن ابى الدنيا و ابن مردويه - با زنجيره اى گسسته - از زبان عايشه آورده اند