تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 10

مساهمون:

صمقدمة ١٠
اين بوده كه پرداخته است به آشكار ساختن ناسازگارىهاى خلفا - و نيز پيروان ايشان - با آن چه بر بنياد گزارشها و نگاشته‌هاى خود سنيان ، بايستى درست و پذيرفتنى شناخته شود . خواه آن گزارشها و داورىها به هيچ روى از ديدگاه شيعه پذيرفتنى باشد يا نه و خواه رفتار و گفتارى كه - با پشتگرمى به اين گزارشها و داورىها - به خرده گيرى نهاده مىشود از ديدگاه ويژهء شيعه به هيچ روى جاى خرده گيرى داشته باشد يا نه . و اين نكته اى است كه هنگام بررسى الغدير هرگز نبايد از پيش چشم دور داشت . چون با پشتگرمى به آن است كه مىتوانيم گفت : نه هر چه در الغدير « اثبات » مىشود ما پذيرفته‌ايم و نه هر چه « نفى » مىشود نپذيرفته‌ايم ! در اين باره در پيوستهاى جلد 13 با گستردگى بيشترى سخن رفت و اكنون چون مجال آن نيست كه همهء نوشته‌هاى اين جلد را به ارزيابى نهيم به ياد آورى چند نمونه اى بسنده مىكنيم كه اگر هم نمىتواند ديدگاه ويژهء ما را دربارهء همهء نوشته‌هاى اين جلد برساند اين اندازه هست كه چون و چند كار را در پيرامون « نفى » و « اثبات » هاى آن روشن مىنمايد . يك - در ص 328 تا 337 اين گفتگو به ميان مىآيد كه اگر زنى شوهرش گم شد چه بايد بكند و آيا با نبودن او راهى براى آزاد كردن خويش و شوى ديگر گرفتن دارد يا نه . پاسخ عمر و عثمان ، اين بوده است كه پس از گذشتن چهار سال از گم شدن مرد ، همسر او همچون زنى است كه طلاق داده شده و پس از چهار ماه و ده روز ديگر كه درنگ كرد مىتواند شوهر كند ولى امينى به اين گونه داورى ، سخت پرخاش كرده و - با پشتگرمى به گزارشهاى فراوانى از على ( ع ) - نشان داده است كه زن به هيچ روى آزاد نمىشود و تا هنگامى كه مردن شوهرش بى چون و چرا بر او روشن نگردد يا خود شوهر او را طلاق ندهد مانند ديگر زنان شوهر دار است و نمىتواند همسر ديگرى بشود . با آن كه اين برداشت با روش خاندان محمد ( ص ) چندان سازگار نيست