تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
داده‌اند چه معنائى داشته ؟ آرى دوستى ، اينان را تا آن جا كور و كر مىكند كه براى گزافه گوئى در برتر خوانىها ، گزارشهائى به اين ناچيزى و بىارزشى بيافرينند . 68
اهريمن خود را مانند بو بكر نمىنمايد گزارش بالا را خطيب بغدادى در تاريخ خود 8 / 334 آورده است آن هم از زبان ابو الفتح محمد پسر حسين شيبانى قطيط ( كه سرگذشت او را در تاريخ خود آورده و او را به گونه اى كه پشتگرمىاش را به سخن وى برساند ياد نمىكند ) و او نيز از زبان : 2 - خلف پسر عامر ضرير ( كه به گفتهء ذهبى در ميزان 1 / ناشناس است و به گفتهء ابن جوزى گزارشى ناستوده - كه همين گزارش بالا باشد ( 1 ) - بازگو كرده ) و او نيز از زبان : 3 - ابو بكر محمد پسر اسحاق پسر مهران شافعى ( كه به گفتهء خطيب در تاريخ خود 1 / 258 در گزارشهاى او سخنان ناستوده بسيار است و براى شناختن او و پى بردن به چون و چند كارش همين بس كه خطيب در سرگذشت وى با زنجيره اى گسسته از زبان وى آورده است كه پيامبر گفت : « چون معاويه را بر منبر من ديديد به او روى آريد كه درستكار و درستكار شمرده شده است » پس گزارشگرى كه گزارشش اين باشد دروغگوئى و گزارش بافىاش برو برگرد ندارد ) و تازه او از زبان : 4 - احمد پسر عبيد پسر ناصح نحوى كه ياقوت در المعجم 3 / 228 او را ياد كرده و مىنويسد گفته‌اند كه سخن او در آن چه بازگو مىكند سست است و به گفتهء حافظ ابن عدى : وى از زبان اصمعى و قرقسانى گزارشهائى
هامش
( 1 ) لسان الميزان 2 / 403