مىنويسد : پشتوانهء گزارش او ( 1 ) خالد پسر عمرو است كه وى را رها كردهاند و زنجيرههاى گزارش او ميانجيانى ناشناس يا سست سخناند كه ميان سهل پسر يوسف يا مالك پسر يوسف مىگردد . ( 2 )
و ابن حجر در تهذيب التهذيب 3 / 109 در زندگىنامهء خالد پسر عمرو مىنويسد : احمد گويد كه گزارشهاى وى ناستوده است و خود شايستهء پشتگرمى نيست و گزارشهائى نادرست بازگو مىكند . و آوردهاند كه يحيى پسر معين گفته :
گزارشهاى او چيزى در خور نيست دروغ پردازى بوده كه دروغ مىگفته . از زبان شعبه گزارشهائى ساختگى بازگو كرده و بخارى و ساجى و ابو زرعه نيز گويند كه گزارشهاى وى ناستوده است و ابو حاتم گفته گزارشهاى وى سست و رها كردنى است و ابو داود گفته : چيزى در خور نيست و نسائى گفته : سزاوار پشتگرمى نيست و صالح پسر محمد بغدادى گفته : او گزارش بافى مىكرده و ابن حبان گفته :
از زبان كسانى كه شايستهء پشتگرمىاند به تنهائى گزارشهاى ساختگى بازگو مىكرده و پشتوانه گرفتن گزارشهايش روا نيست و ابن عدى گفته : « وى از زبان ليث و جز او . گزارشهائى ناستوده بازگو كرده » سپس گزارشهائى چند را كه از زبان ليث از يزيد بازگو كرده آورده و آن گاه گويد : همهء اين گزارشها نادرست است و من برآنم كه همهء آنها را خودش به ليث بسته و دست نويس گزارشهاى ليث از يزيد نزد ما هست و چيزى از اينها در ميان آن نيست و او - گذشته از آن چه ياد شد - گزارشهائى دارد كه بيشتر آنها - يا همهء آنها - ساختگى است و او - از ميان كسانى كه گزارشهايشان سست است - كارش آشكار است و آوردهاند كه احمد پسر حنبل گفت : گزارشهاى او ساختگى است تا پايان
امينى گويد : اينها را بخوانيد و آن گاه درستكارى حافظ محب طبرى را بنگريد كه گزارش دروغ وى را بازگو كرده و زنجيرهء سست آن را انداخته و
هامش
( 1 ) گزارش سهل را مىگويد
( 2 ) الاصابة 2 / 90