هويدا است پس بايد رهايش كرد « لسان الميزان 6 / 202 » و هلال نيز گزارش را از زبان عطاء پسر ابو ميمونه بازگو كرده كه هر چند خود نيكمردى شايستهء پشتگرمى بوده آئين قدريان داشته و گزارش او را پشتوانه نتوان گرفت برگرديد به تهذيب التهذيب 7 / 215
و چون هيچ يك از زنجيرهها و زمينههاى اين گزارش ، درست نبوده سيوطى نيز در « الخصايص الكبرى » در بخش « پيش آمدهاى شگفت آورى كه به هنگام كوچيدن پيامبر روى داده » نشانى از آنها نداده ( با آن كه او گزارشهاى سستى را هم كه در پيرامون اين پيش آمدها داشته با يادآورى سست بودن آنها آورده ) و گويا مىدانسته است كه ديگر ، آوردن آن گزارشها آبروى نگارنده را مىريزد و نگاشتهء او را در چشمها از جايگاه والائى كه دارد به زير مىآرد . به همين گونه كسانى كه در پيرامون نشانهها و درفشهاى پيامبرى و كارهاى نتوانستنى بزرگترين پيامبران به گردآورى گزارشها پرداختهاند هيچ كدامشان گزارشهاى ياد شده را نياورده اند
دوم اين كه : در نگاشتههاى كهن كه در سدههاى نخستين فراهم آمده و زير بنياد داورى است تنها اين را مىبينيم كه بو بكر پيش از پيامبر ( ص ) به درون شكاف كوه شد تا - به گونه اى كه در سيرهء ابن هشام مىبينيم - ببيند كه آيا درنده يا مارى در آن هست ؟ و حاكم نيز - چنانچه شنيدى - اين داستان را بيش از اين اندازه درست نمىشمارد و اگر چيزى بيش از اين را هم درست مىشمرد از بازگوگرى آن هر چند با زنجيره اى گسسته بود خوددارى نمىنمود .
آن گاه در سدهء چهارم داستان جامه ، ماندن يك لانه ، نهادن بوبكر پشت خود را بر آن ، خواندن پيامبر ( ص ) خدا را به سود وى كه با جامه اش او ( ص ) را از نيش آن گزندگان پندارى بر كنار داشت افزوده شده است .
و در سده اى كه محب طبرى بود نواهاى تازه اى ساز شده و اين مرد كه در بازگوگرى گزارشهاى ساختگى و گردآوردن پراكندههاى آن ، هنرمندى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٣