تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
را كه براى همراهى با خويش برگزيده از نيش مارها برهاند . آيا از روى دادگرى و فرزانگى و خردمندى است كه خداوند پيامبرش را از همهء آن درد سرها رهائى بخشد و در دمى چند ، پى در پى نشانه‌هاى توانائى خود را در پاسدارى از او بنمايد و هنگامى كه از برابر بت پرستان قريش مىگذرد او را از چشم ايشان پوشيده بدارد و در روى او بر در آن شكاف كوه درختى بروياند - تا او در پناه آن از ايشان پنهان باشد - سپس نيز دو كبوتر رام نشدنى بر دهانهء شكاف كوه بنهد و با فرمان او - كه كارش برتر از پندار است - كار تنك بر در آن شكاف كوه تاربتند ( 1 ) با همهء اينها آيا مىشود يار همراه او را كه او به دستور خودش وى را برگرفته و در دوستى پيامبر ( ص ) جانفشانى كرده و - با پيش افتادن در آن شكاف كوه - خويش را در پرتگاه افكنده و سپر او شده ، آيا مىشود كه او را واگذارد ؟ نه در برابر نيش مارها او را نگاه دارد و نه در آن حالى كه همهء دلها را مىسوزد و جگرها را كباب مىكند بر وى مهربانى نمايد ؟ از يك سوى برانگيختهء خدا ( ص ) وى را مىنگرد و مىگويد : اندوه مخور كه به راستى خدا با ما است و از يك سوى نيز آن بيچاره مىگريد و اشكهايش سرازير است . و آيا بوبكر نمىدانست خداوندى كه دستور كوچيدن را به پيامبرش داده و او را به درون آن شكاف كوه برده به همان گونه كه چشمان درندگان دو پا را از ديدن او بازداشت و چنگالهاى آن گروه نادان را از رسيدن به او كوتاه نمود به همان سان نيز با توانائى خويش - و بى آن كه نياز به جانفشانى بوبكر باشد - او را از نيش مارها به دور مىدارد ؟ و آيا باور نداشت يار همراهش كه خود داشت جانش را در راه او مىداد اگر از درد او آگاه شود يا همچون عيسى با يك دست كشيدن يا با خواندن خداى و خواستن از وى او را رهائى مىبخشد ؟ پس اين همه گزارشهائى كه دربارهء او
هامش
( 1 ) طبقات ابن سعد 1 / 213 ، الخصايص الكبرى 1 / 185 و 186
الغدير ( فارسي ) — صفحة 75 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)