آن مرد - ذو - الثديه - سابقهء بدى هم در نزد دو خليفه داشت زيرا روزى كه رسول خدا ( ص ) غنيمتهاى هوازن را بخش مىكرد ذو الثديه به پيامبر ( ص ) گفت « مىبينم داد گرانه رفتار نمىكنى » يا : « دادگرى ننمودى ؛ در اين گونه قسمت كردن خشنودى خدا در نظر گرفته نشده » رسول خدا ( ص ) خشم گرفت و گفت واى بر تو اگر من دادگرى ننمايم پس چه كس مىنمايد ؟ عمر گفت اى رسول خدا آيا او را نكشم ؟ ( 1 ) گفت نه ، از شور و غوغاى اين مرد گروهى بيرون مىآيند كه از دين بدر مىروند چنان كه تير از چلهء كمان به در رود و ايمان ايشان از گرداگرد گردنشان نمىگذرد تاريخ ابو الفدا ج 1 ص 148 امتاع از مقريزى ص 425
هامش
( 1 ) م - مىبينيد كه وقتى در كنار ديگران و پشتش به آنان گرم باشد چه شجاع مىشود ؟