زير را به كارگزار خويش در مدينه - قثم پسر جعفر - نگاشت :
پس از ديگر سخنان ، به راستى فرمانرواى گروندگان ( مأمون ) با جايگاه خويش در كيش خداوند و با جانشينى پيك او - درود خدا بر وى - و با خويشاوندىاش با وى سزاوارترين كسى است كه آئين نامهء وى را به كار بندد و فرمان وى را روان گردانيده آنچه را به كسى بخشيده بوده به او سپارد و در آمدى كه از سر نيكوكارى ويژهء مردم شناخته بود همچنان بر جاى بدارد پيروزى فرمانرواى گروندگان در اين راه و بر كنارى از لغزش با يارى خداست و در كارهائى كه براى نزديكى به آستان او انجام مىدهد گرايش به خشنودى او دارد ، البته پيك خداوند - درود خدا بر وى - فدك را به فاطمه دختر پيك خدا داد و آن را از سر نيكوكارى براى هزينههاى او باز گذاشت و اين نيز رويدادى آشكار و شناخته شده بود كه در زمينهء آن هيچ گونه چون و چرائى ميان خانوادهء پيك خدا - درود خدا بر وى و تبارش - نبود و زهرا هميشه آن را از خويشتن مىشمرد و در اين زمينه سزاوارترين كسى بود كه بايد سخن وى را باور داشت پس اينك فرمانرواى گروندگان مىخواهد آن را به بازماندگانش برگرداند تا هم با بر پاى داشتن دادگرى و درستىاى كه خداى برتر از پندار دستور آن را داده به آستان او نزديك شود و هم با روا گردانيدن فرمان پيك خدا - درود خدا بر وى - و هزينهء نيكوكارانه اش به پيشگاه او بار يابد . پس بفرموده تا خواسته اش را در دفترهاى فرمانروائى به روشنى بنگارند و در بخش نامهها براى كارگزارانش يادآور شوند ، زيرا پس از در گذشت پيامبر - درود خدا بر وى - در همه جا بانگ برداشتند : « هر كس پيامبر - در گذشتهها - با او پيمانى بسته و او را دلخوش ساخته كه چيزى به او بخشد يا كمك و سود نيكوكارانه اى دربارهء او روا دارد اكنون بيايد و جانشين پيامبر را از آن پيمان آگاه سازد تا سخن او را بپذيرد و بر بنياد برنامه اش خواستهء او را بر آورده آنچه را بايد و شايد به او بپردازد » آنگاه در هنگامى كه با ديگران رفتار و گفتارى به اين گونه پيش گرفتند فاطمه - خدا از وى خشنود باد - سزاوارتر بود كه سخن او را دربارهء آنچه برانگيختهء خدا - درود
الغدير ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٨