تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
رود و درآمد و فرآورده‌هاى آن فزونى گيرد . بدرود ! در روز چهارشنبه دو شب از ذيقعدهء سال 210 هجرى گذشته اين نامه نگاشته آمد . 11 - و چون « المتوكل على اللَّه » به پادشاهى رسيد دستور داد آن را پس گرفتند تا در آمد آن را به همان هزينه هائى كه پيش از مأمون مىرسيد برسانند . بنگريد به « فتوح البلدان » از بلاذرى ص 39 تا 41 ، « تاريخ يعقوبى » ج 3 ص 48 ، « العقد الفريد » ج 2 ص 323 ، « معجم البلدان » ج 6 ص 344 ، « تاريخ ابن كثير » ج 9 ص 200 - و اين نگارنده دستبردى نيز به گزارش زده و انگيزهء نادرستى وى را در همان خوى و سرشتش بايد جست كه « نيش عقرب نه از ره كين است » - « شرح ابن ابى الحديد » ج 4 ص 103 ، « تاريخ الخلفاء » از سيوطى ص 154 ، « جمهرة رسائل العرب » ج 3 ص 510 ، « اعلام النساء » ج 3 ص 1211 . گزارش بوبكر كه با نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر ناساز بود با هيچيك از زمينه‌هاى بالا نيز نمىسازد پس چگونه ابن حجر و دنباله‌هاى او آمده‌اند و گزارشى با اين ويژگىها را از روشنترين نشانه‌ها بر دانائى وى گرفته‌اند ، اين گروه را چه شده است كه هيچ سخنى را در نمىيابند ؟ ( 1 )

دست به دامن دروغها

و بسى شگفت از سخن ابن حجر بايد داشت كه در « صواعق » ص 20 مىنويسد : گزارشى كه از زبان پيامبر در برترىهاى على خواهد آمد - من شهر دانشم و على در آن است - نبايد دست آويز شود كه كسى او را داناتر از بوبكر شمارد زيرا ما پاسخ مىدهيم كه آن گزارش ، نكوهيده است و اگر هم گيريم كه درست يا نيكو ( 2 ) باشد « ابوبكر محراب آن شهر خواهد بود » و اين گزارش : « هر كه دانش خواهد بايد از در آن در آيد » نمىرساند كه على داناتر باشد زيرا گاهى مردم در پى كسى كه داناتر
هامش
( 1 ) سورهء 4 آيهء 78 . ( 2 ) بنگريد به برگردان پارسى غدير ج 13 ص 35 .