تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
داشت پس با آن همه برداشتهاى ناساز با يكديگر كه پس از وى نمودند چه بايد كرد ؟ و اين هم نمونه : 1 - چون عمر پسر خطاب به جانشينى بوبكر نشست فدك را به بازماندگان پيك خداوند - درود خدا بر وى و خاندانش - برگرداند . تا على پسر ابو طالب و عباس پسر عبد المطلب بر سر آن به كشمكش برخاستند و على مىگفت به راستى پيك خداوند - درود خدا بر وى و خاندانش - در زندگى خود آن را براى فاطمه نهاده بود ( و پس از او نيز به من مىرسد ) و عباس از پذيرفتن سر باز مىزد و مىگفت : آن از خود پيك خدا بوده و پس از درگذشت وى به من مىرسد ، كشمكش را به نزد عمر بردند و او از داورى ميان ايشان خوددارى كرد و گفت من آن را به دست شما سپردم و شما به كار خودتان آشناتريد . برگرديد به « صحيح بخارى » كتاب الجهاد و السير باب فرض الخمس « نامهء بررسى پيرامون پيكار در راه خدا و سرگذشتها و بخش باستگى پنج يك » ج 5 ص 3 تا 10 « صحيح مسلم » كتاب الجهاد و السير باب حكم الفى « بخش دستور در پيرامون آنچه از دارائىهاى نامسلمانان كه به دست مسلمانان افتد » ، « الاموال » از ابو عبيد ص 11 كه همان گزارش بخارى را آورده و تنها دنباله اش را انداخته ، « سنن بيهقى » ج 6 ص 299 ، « معجم البلدان » ج 6 ص 343 « تفسير ابن كثير » ج 4 ص 335 ، « تاريخ ابن كثير » ج 5 ص 288 ، « تاج العروس » ج 7 ص 166 . ( نيم نگاهى به ديگر سوى ) ما در پيرامون رسوائىهائى كه در گزارشهاى اين زمينه يافته‌ايم به بگو مگو نمىپردازيم ورنه كشمكشى كه اينان ميان على و عباس سراغ كرده‌اند - از بنياد - پندارى بيش نيست چه رسد كه به گزارش مسلم در « صحيح » خود عباس به عمر گفت : اى فرمانرواى گروندگان ! ميان من و اين دروغگوى بزه پيشه و نيرنگ باز نادرست كار داورى كن ! آيا عباس ؛ سرور پاك و پاك نهاد خاندان پيامبر را با اين دشنام و ناسزاها ياد