تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
مىكند ؟ مگر آيهء « تطهير پاك انگارى » و ديگر آيه‌هاى نامهء ارجمند را كه دربارهء على - فرمانرواى گروندگان - فرود آمده در برابر خود نداشته ؟ اگر اين سخنان به راستى از او باشد ديگر چه ارج و ارزشى براى او توان نهاد و چگونه بايد دربارهء او به داورى نشست ؟ آن هم هنگامى كه مىبينيم پيامبر پاك سرشت مىگويد : هر كس على را دشنام دهد البته مرا دشنام داده و هر كه مرا دشنام دهد به راستى خدا را دشنام داده و هر كس خدا را دشنام دهد خداوند او را به رو و با دو سوراخ بينىاش در آتش خواهد افكند ( 1 ) نه به خدا ! ما عباس را از اين رسوائىهائى كه بر وى بسته‌اند به دور مىشماريم و بر آنيم كه اين دار و دسته ، خود خوش مىداشته‌اند كه سرور ما فرمانرواى گروندگان را به باد دشنام گيرند پس اين گزارشها را تراشيده و آن را دست آويز و پلى براى رسيدن به خواستهء خود شناخته‌اند « و خداوند مىداند آنچه را در سينه‌ها نهفته‌اند و آنچه را آشكار مىسازند » ( 2 ) درد دل را به سوى خدا مىبريم . 2 - چنانچه در سنن بيهقى - ج 6 ص 301 - آمده در روزگار عثمان پسر عفان ؛ مروان پسر حكم فدك را تيول خود گردانيد و اين هم جز با دستور خليفه نبوده است . 3 - چون معاويه پسر ابو سفيان بر سر كار آمد يك سوم فدك را تيول مروان پسر حكم ساخت و يك سوم آن را تيول عمرو - پسر عثمان پسر عفان - و يك سوم آن را تيول يزيد پسر معاويه - و اين رويداد پس از در گذشت حسن پسر على بود و از آن پس نيز پيوسته در دودمان ايشان دست به دست مىگشت تا روزگارى كه مروان پسر حكم به پادشاهى نشست همهء آن را كه از آن وى گرديده بود به پسرش عبد العزيز داد و عبد العزيز هم آن را به پسر خود عمر پسر عبد العزيز بخشيد
هامش
( 1 ) در ج 4 ص 175 از برگردان پارسى « غدير » گزارش بالا را سر بسته آورديم و اگر خدا بخواهد پشتوانه‌هاى آن را به گستردگى پس از اين ياد خواهيم كرد . ( 2 ) سورهء 28 آيهء 69 و سورهء 27 آيهء 74 .