تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
نيست مىافتند زيرا در روشنگرى و آشكار ساختن دانش استادتر است و بيشتر مىتواند به ديگران بپردازد ولى آن كه داناتر از او است چنين نيست و تازه گزارش ياد شده با گزارش « الفردوس » برخورد دارد كه از زبان پيامبر مىنويسد : « من شهر دانشم و بوبكر ، زير بنياد آن است و عمر ديوارهايش و عثمان آسمانه و سر پوشش و على درش » و اين به روشنى مىرساند كه بوبكر از همه شان داناتر است پس اگر دستور داده شده كه سراغ در بروند تنها از ديدگاهى همانند آنچه گفتيم بوده نه براى اين كه ارجمندتر از ديگران كه بر شمرديم باشد زيرا بىهيچ نيازى به روشنگرى همه مىدانند كه هر كدام از زير بنياد و ديوارها و آسمانه از در بالاتر است . پايان . امينى گويد : نيشى كه به گزارش « من شهر دانشم » زده شده تنها از سوى ابن جوزى و همدستان او بوده كه پرواى درست و نادرست سخن را ندارند ورنه درج 6 ص 61 تا 81 از چاپ دوم دانستى كه دانشوران آشكارا آن را درست شمرده و گروهى نيز آن را نيكو مىدانند و دستهء سوم هم داورى آن دو دستهء پيشين را بر زبان آورده و برداشت ابن جوزى را همچون درم ناسره بىارزش انگاشته‌اند . گزارش « فردوس » نيز كه دست آويز دوم او است دو نفر را هم نمىتوان يافت كه چه در بىارزشى و بىپايگى آن ، دو دل باشد چه در بىپايگى سخنانى نزديك به آن كه در روزگاران تازه تر كم كمك درهم بافته‌اند تا بگذارند در برابر آواى بزرگترين پيامبران كه برترى دانشى فزاينده را براى سرور ما فرمانرواى گروندگان - درود بر او - هويدا و استوار مىگرداند . و ابن حجر خود نيز از كسانى است كه آن گزارش را همچون درم ناسره بىارج انگاشته و داورى خويش را دربارهء سستى و نااستوارى آن باز نموده‌اند چنانچه در ص 197 از نگارش خود « الفتاوى الحديثية » مىنويسد : گزارشى بىپايه است و فراز ديگر آن « معاويه كوبهء آن است » نيز پايه اى ندارد با اين همه ، يكدندگى در بگو مگو كردن بر آتش داشته كه داورى خود در آنجا را به فراموشى سپارد و آنچه را نااستوار و بىارزش مىشمرد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 51 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)