اين بود انگيزه اى كه او را از دست كسانى كه از خواستهء او سرپيچيدند همچنان خشمناك نگاهداشت كه چنانچه با گستردگى خواهى ديد تا بازپسين دم از زندگى خود پس از هر نماز بر ايشان نفرين فرستاد - درود خدا بر وى باد ! -
آئينى را كه براى آنچه از پيامبر ما مانده بود نهادند آيا ميان همهء پيامبران روان مىدارند ؟ يا تنها از ويژگىهاى وى - درود خدا بر وى و خاندانش - مىشمارند ؟
راه نخستين را گرامى نامهء آسمانى بسته است زيرا خداى برتر از پندار مىگويد :
سليمان از داود ارث برد . سورهء 27 - نمل - آيهء 16 - و اين هم زكريا است كه به گزارش خداى پاك مىگويد : بار خدايا ! مرا از نزد خويش فرزند و جانشينى شايسته ده تا از من و از دودمان يعقوب ارث ببرد . سورهء 19 - مريم - آيهء 5 و 6 .
همه مىدانند ارث به راستى اين است كه آنچه كسى دارد پس از مرگ وى به فرمان خداوندگار پاك به بازماندگانش رسد پس اگر بيائيم و چنان كه اين دار و دسته بر آن رفتهاند خواست اين فراز گرامى از نامهء خدا را دانش و پيامبرى بدانيم با آنچه از لايهء برونىاش بر مىآيد سازگار نيست زيرا پيامبرى و دانش پس از مرگ كسى به بازماندگان نمىرسد ، پيامبرى ؛ بستگى دارد به اين كه خداوند چگونه بخواهد توده را در راه شايسته اندازد و كسانى كه سزاوار آن هستند - از نخستين روز - اين سرنوشت را آفريدگار بر ايشان برگزيده و خداوند داناتر است كه پيام گزارى خويش را در كجا بنهد و در گزينش او نيز نه دودمان و نژاد جاى پائى دارد و نه نيايش و خواهش ديگران مىتواند انگيزه شود كه خداى برتر از پندار ؛ كسى از بندگانش را به پيامبرى برگزيند ، به دست آوردن دانش نيز بسته به آن است كه كسى در پى آن برود و بياموزد .
و تازه زكريا - درود خدا بر او - چنان كه از لايهء برونى و چون و چرا ناپذير آيه بر مىآيد - جانشينى از فرزندانش خواست تا آنچه از وى مىماند به دست مردانى كه خويشاوند پدرى اويند - عموزادگان و ديگر نزديكان - نيافتد و اين خواسته تنها دربارهء دارائى درست در مىآمد و گرنه با چنان درخواستى نمىتوانست
الغدير ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٢