ناله اى سر دهد كه توده را به گريه اندازد و انجمن را بلرزاند و آنگاه اندكى درنگ كند تا گريه اى كه بيخ گلوها را گرفته آرام شود و جوشش ايشان فرو نشيند پس زبان به سپاس و ستايش خداى - كه بزرگ و گرامى است - و به درود بر پيك خدا بگشايد - كه درود خدا بر وى و خاندانش - آنگاه بگويد آنچه گفت و اين هم چند فراز آن : اكنون شما مىپنداريد كه پس از مرگ پيامبر آنچه از وى مانده به ما نمىرسد ، آيا دستور روزگار نادانى و پيش از اسلام را مىجوئيد ؟ فرمان چه كسى بهتر از خداست براى آنان كه او را باور دارند ( 1 ) ؟ پسر ابو قحافه ! ( پدر بوبكر ) تو آنچه را از پدرت پس از مرگ بماند ببرى و من نه ؟ به راستى آئينى ساختگى و سهمناك آورده اى ( 2 ) ! اينك تو و اين شتر افسار بسته و پالان نهاده ! ببرش تا روز رستاخيز به ديدارت آيد كه براى داورى ؛ خداوند نيكو است و براى راهبرى ؛ محمد و براى بيم دادن ؛ رستاخيز و چون بازپسين روز سر رسد دروغ پردازان و بيهوده گويان زيانكار خواهند شد ( 3 ) . سپس روى به آرامگاه پدر - درود و سلام خدا بر وى و خاندانش - نمود و گفت :
« پس از تو پيش آمدهائى سخت و بگو مگوهائى در گرفت
كه اگر تو مىبودى رويدادهاى سهمگين ؛ افزون نمىگرديد
با از دست دادن تو چنانيم كه گويا زمين بهرهء بارانش را از دست داده
بستگان تو به پريشانى افتادهاند ، آنان را بنگر و ديده فرو مگذار ( 4 )
اى كاش پس از تو - و آنگاه كه در گذشتى و
تودههاى خاك ميان ما و تو جدائى انداخت - با مرگ روبرو مىشديم . ( 5 ) »
هامش
( 1 ) سورهء 5 آيهء 50 .
( 2 ) سورهء 19 آيهء 27 .
( 3 ) سورهء 45 آيهء 27 .
( 4 ) بنگريد به ترجمهء غدير ج 13 ص 276 .
( 5 ) « بلاغات النساء نغز گوئىهاى بانوان » از ابن طيفور ص 12 « شرح ابن ابى الحديد » ج 4 ص 93 « اعلام النساء » ج 3 ص 1208 .