- درود خدا بر وى - چنين گفته و بوبكر تنها كسى بود كه نخست آن را به ياد آورد سپس نيز ديگران آن را به ياد آوردند . »
اين يك بام و دو هوا كه در سخنان اين مردمى بينى از چيست ؟ و چه انگيزه اى دارد كه آنچه را خود نخست آورده سپس فراموش مىكند ؟ آيا داناتر بودن كسى تنها بر اين بنياد است كه نخست يك گزارش را به ياد آرد ؟ يا پيش از ديگران آن را بر زبان راند ؟ هر كدام از اين دو كه باشد - چنانچه مىبينى - تنها برترى يك تن را در به ياد آوردن مىرساند و نه در دانستن .
تازه اگر پيك خداوند - درود خدا بر وى و خاندانش - چنان سخنى مىگفت بايد آن را براى خانواده و كسانش آشكار سازد كه براى بردن آنچه از وى مانده سر بر ندارند ، و در چنگ زدن به آئينهاى همگانى كه در فرازهاى قرآن بزرگوار و آئين نامههاى ارجمند پيامبر دربارهء بهرهء آدمى از مرده ريگ بستگان خود آمده دست افزارى نداشته و گفتگو و فريادى درنگيرد كه شوربختى و كين توزى به همراه بيارد و جگرگوشهء پاك او با دلى پر از خشم به ياران پدرش ( 1 ) جان نسپارد تا اين رويدادها در ميان دستههاى پى در پى كه در يكى از آن دو راه افتادهاند ، انگيزهء كينه و دشمنى نگردد چرا كه او - درود خدا بر وى و خاندانش - براى زدودن همين رنجها و بستن پيمان برادرى ميان تودهها و يكان يكان از مردم برانگيخته شد .
آيا او - درود خدا بر وى و خاندانش - اين بينش را نداشت كه بداند تا آگاهى خانواده و كسانش از فرمانى كه او - درود خدا بر وى و خاندانش - ويژهء آن است و - بر بنياد آن - آئين ارث دگرگون مىشود چه آشوبهائى به راه مىاندازد ؟ چنين انديشه اى دربارهء او روا نيست با اين كه آئين وابسته به مرگها و آزمايشها و داورىها و پيش آمدها و شورشها و رويدادهاى سهمگين نزد او است .
بزرگترين مردان راست رو ، فرمانرواى گروندگان و همسر او بزرگترين بانوان راسترو - درودهاى خدا بر آن دو و خاندان آن دو - كه آمدند و آنچه را از
هامش
( 1 ) در پيرامون اين زمينه نيز با گستردگى سخن خواهيم داشت .