تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
« وفاء الوفاء » ج 1 ص 303 آمده - در « اوسط » طبرانى از زبان بوسعيد خدرى گزارش شده است . حديث پنجم را نيز - چنانچه در « كنز العمال » ج 6 ص 254 آمده - ديلمى از زبان عبيد اللَّه پسر لبيد بازگو كرده است . ابن ابى الحديد در « شرح » خود مىنويسد - ج 3 ص 193 - مىگويم : چگونه در جاى به خاك سپردنش سخنان ناسازگار بر زبان راندند با آن كه خود به ايشان گفته بود : « مرا بر بسترم در همين جاى خانه‌ام كنار آرامگاهم بگذاريد » و اين سخن آشكار مىرساند كه او بايد در همان خانه اى به خاك رود كه ايشان را در آن فراهم آورده بود - كه خانهء عايشه باشد - پايان . اين حديث را - بر بنياد آنچه حافظ سيوطى در « الخصايص الكبرى » ج 2 ص 276 - مىنويسد - ابن سعد و ابن منيع و حاكم و بيهقى و نيز طبرانى - در « الاوسط » - از راه پسر مسعود گزارش كرده‌اند . آيا ابن حجر مىپندارد كه ياران پيامبر پس از اين همه سخنانى كه در زمينهء ياد شده از او شنيدند هنوز آن گلزار پاكى كه پاكترين پيامبران ، ايشان را از آن آگاه كرده و دستور به نماز خواندن در آنجا را داده بود نمىشناختند ؟ يا گمان دارد ايشان آرامگاه و منبر و گلزار ميان آن دو را شناخته و با سخنى كه از او - درود خدا بر وى و خاندانش - گرفتند نزديك مرزهاى آن درنگ كرده و سپس در اين كه آرامگاه پاك ، كجاى آن بايد باشد برداشتهاى گوناگون آوردند تا بوبكر آن را آشكار ساخت و با همين سادگى ، بىچون و چرا داناترين ايشان گرديد ؟ با اين كه اگر گزارش وى در به خاك سپردن او درست مىبود بايستى پيك خداوند - درود خدا بر وى و خاندانش - آن را براى كسى بگويد كه خود به وى سفارش كرده است پس از مرگش او را بشويد و به خاك سپارد ( 1 ) و براى كسى كه
هامش
( 1 ) « طبقات ابن سعد » شمارهء پى در پى 798 ، 801 « الخصايص الكبرى » ج 2 ص 276 و 277 .