تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
و تازه آئين نامهء ياد شده دستورى دربارهء همهء پيامبران را در بردارد و نخستين چيزى كه اين پندار را پوچ مىنمايد آرامگاه نخستين ايشان آدم - درود بر او - است كه در مكه در گذشت و در هند در پاى كوهى كه هنگام فرود آمدن از آسمان به آنجا گام نهاد در خاك رفت - يا به گفتهء برخى - در پاى كوه ابو قبيس در مكه ( 1 ) . دوست خدا ابراهيم - درود بر او و بر پيامبر ما و خاندانش - نيز از عفرون پسر صخر شكافى در دل كوه را كه در حبرون ( 2 ) بود بخريد و همسرش ساره را در آن به خاك سپرده و خود وى و سپس پسرش اسحاق نيز در همان جا به خاك رفتند . يعقوب - درود بر او - نيز در مصر در گذشت و يوسف - درود خدا بر او - از پادشاه مصر دستورى خواست تا با كالبد پدرش بيرون شده وى را نزد خاندانش به خاك سپارد ، او بپذيرفت و بزرگان مصر نيز با وى بيرون شده او را در همان شكاف كوه كه در حبرون بود به خاك سپردند ( 3 ) . ( نمونهء چهارم ) برويم سراغ گزارشى كه بوبكر - و تنها او - دربارهء دارائىهاى به جا مانده از پيامبر داده ، در اين زمينه نيز ابن حجر خيلى زود سخن خود را پس مىگيرد . زيرا مىبينى در اين جا - ص 19 - چنان مىپندارد كه : « تنها ابوبكر اين گزارش را داده و به اين گونه يكى از نمايانترين نشانه‌ها را بر داناتر بودن خويش از همگان آشكار كرده » ولى در ص 21 برداشت خود را چنين مىنويسد كه : « على و عباس و عثمان و عبد الرحمن پسر عوف و زبير و سعد و زنان پيامبر همه اين سخن را از زبان پيامبر بازگو كرده‌اند » و مىنويسد : « همه مىدانستند كه البته پيامبر
هامش
( 1 ) « تاريخ طبرى » ج 1 ص 80 ، 81 « عرائس دلبران » از ثعلبى ص 29 « الكامل » از ابن اثير ج 1 ص 22 « تاريخ ابن كثير » ج 1 ص 98 مترجم گويد : دو گزارش بالا از ديدگاه نگارندگان شيعى چندان درست و رسا نمىنمايد . ( 2 ) در « تاريخ طبرى » جيرون ياد شده و درست آن حبرون است . ( 3 ) « تاريخ طبرى » ج 1 ص 161 و 169 ، « معجم البلدان فرهنگنامهء شهرها » ج 3 ص 208 « تاريخ ابن كثير » ج 1 ص 174 ، 197 ، 220 .