اى پيروان ابن حزم و ابن تيميه و ابن كثير و ابن قيم جوزيه ! اين است گزافگوئى گوشخراشى كه سخت بايد دشمن داشت نه آنچه شيعه مىگويد !
نمونههاى دانش جانشين پيامبر
نخستين نمونه از نمونههاى دانش جانشين پيامبر در ديدهء باقلانى از پيشينيان - چنان كه در « تمهيد » وى ص 191 آمده - و در ديدهء سيد احمد زينى دحلان از پسينيان - چنان كه در ج 3 ص 376 از « سيرة » وى كه در كنار نگاشتهء « حلبى » چاپ شده آمده - همان آگاه كردن مردم است به مرگ پيك خداوند - درود خدا بر وى و خاندانش - و گفتگوى او با عمر پسر خطاب بر بنياد سخن خداى گرامى و فرزانه : محمد نيست مگر بر انگيخته اى ، كه پيش از او بر انگيختگان در گذشتند ، آيا اگر در گذشت يا كشته شد شما به پشت ( آئين پيشين ) بر مىگرديد ؟
تا پايان آيه ( 1 )
چه فراموش كارند آن دو نويسنده كه ندانستهاند اين رويداد براى هيچكدام از ياران پيامبر چنان پيچيده و در نيافتنى نبود و بسى دور است كه دانش آنان به اين اندازه بوده باشد زيرا آنان كه قرآن بزرگوار را در سينه داشتند همه مىدانستند كه او - درود خدا بر وى و خاندانش - را مرگ دريافته و اين را نيز بر شالودهء سرشتى مىشمردند كه خداوند در ميان همهء آدميان نهاده و فرمان مرگ را بر همه روان گردانيده و پايان زندگى و اندازهء درنگ در گيتى در نزد او است ( 2 ) و هيچكس را نرسد كه بميرد مگر با دستورى از خدا كه زندگى هر كس را در نامهء سرنوشت او مرز نهادهاند ( 3 ) و هر گروهى را مرگى است كه چون مرگ ايشان فرا رسد نه يك ساعت پس مىافتند و نه پيش ( 4 ) ، پس از چنگ زدن در دامن قرآن بزرگ ، بسى سخنان آشكار از خود او - درود خدا بر وى و خاندانش - در جاهائى بيشمار نيز آويزهء گوششان بود كه به ويژه بازپسين ديدار خود از خانهء
هامش
( 1 ) سورهء 3 - آل عمران - آية 144 .
( 2 ) سورهء 6 آيهء 2 .
( 3 ) سورهء 3 آيهء 145 .
( 4 ) سورهء 7 آيهء 34 و سورهء 10 آيهء 49 و سورهء 16 آيهء 61 .