تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
نهد مىبيند كه وى - درود خدا بر وى و خاندانش - از فرمان خدا سر نمىپيچد و او نيز ياور وى است و البته نويد هر رويدادى را كه داده ناچار در همان هنگام خود ، پيش خواهد آمد ، اگر براى روبرو شدن با آن نيازمند به گذشت روزگار نباشيم بى درنگ و گرنه در همان هنگامى كه ويژهء آن است رخ مىدهد و بر اين بنياد از دير و زود شدن آن در پرتگاه دو دلى نبايد افتاد . اين برترين مرزى است كه با پشتگرمى به گزارش بالا براى منش بوبكر مىتوان ياد كرد كه اين نيز ويژهء او نيست و همهء مسلمانان در اين زمينه ، همتاى اويند پس چگونه مىتوان آن را نشانه اى بر اين دانست كه بوبكر بىچون و چرا از همهء ياران پيامبر داناتر بوده است ؟ اگر عمر آن پرسش را از هر كدام از ديگر ياران نيز مىكرد همان پاسخى را مىشنيد كه از ابوبكر و همان پاسخ را كه از پيك خدا - درود خدا بر وى و خاندانش - و همان پاسخ را كه از همهء مسلمانان تا پايان گيتى . و تو در نزد هيچ كس از ايشان به جز اين برداشتى نخواهى يافت و اگر به آن گونه سر سخن را با كسى بازكنى به جز آن پاسخى نخواهى شنيد . مگر عمر اين پرسش را - جز ابوبكر - از هيچكس از ياران پيامبر كرده بود كه پاسخى به جز آنچه از وى شنيد بشنود تا ما بيائيم و با آن دست آويز وى را - كم و بيش از كسان ديگر داناتر بينگاريم ؟ مگر در اينجا پيك خدا - درود خدا بر وى و خاندانش - مىخواسته در پاسخ عمر چيزى از دانستنىهاى دشوار و پيچيده اش را بنمايد كه چون پاسخ بوبكر با او يكسان در آمد بىچون و چرا داناترين همهء ياران پيامبر شمرده شود ؟ ابن حجر همهء اينها را خود مىداند و از همين روى است كه آگاهانه زمينهء گزارش را انداخته و در « صواعق » ص 19 مىنويسد : او ( بوبكر ) از بزرگ ترين كسانى است كه انديشهء خود را براى دريافت فرمان خدا به كوشش وا داشتند بلكه در ميان ياران پيامبر بىچون و چرا از همه داناتر است و نشانه‌هاى آشكارى اين برداشت را گواهى مىكند و يكى از آن ميان گزارش بخارى و جز او است كه عمر در « سازش حديبيه » از پيك خدا - درود خدا بر وى - انگيزهء اين سازش را بپرسيد و گفت چرا ما با همهء پيروى از كيش خود زبونى را بر خويش