خدا پاداش دهد گروهى را كه يكى از پى ديگرى در حجون - نام كوهى در مكه كه گورهاى مردم در آنجا بود - بر سر دسته اى فراهم آمدند .
كه ايشان در كارى دور انديشانه به راهنمائى و راهبرى مىپردازند .
چنان نزديكهاى كلهء حجون نشستهاند كه گفتى شاهانند و از ايشان نيز ارجمند و گرامىتر
و بر سر اين كار هر مرغ شكارى به گونه اى يارى مىدهد كه گوئى كسى است كه در زرهى سنگين با كنارههاى آويخته مىخرامد .
و از اين روى بسى به كندى راه مىپيمايد .
هان اگر سروران آفريدگان را به شمار آرند .
بهترين مردم - از لحاظ شخصيت خود و پدرش - احمد است .
پيامبر خداوند است با رگ و ريشه و خوئى بزرگوار ،
با خردى رسا و يارى شونده
در برابر كارهاى سترك و سهمناك ، چنان پر دل است ( 1 ) كه گوئى
او در دو دست من پاره اى آتش فروزان است كه مىدرخشد
از ميان گرامىتر مردمان - خاندان لوى بن غالب - برخاسته .
و چون او را بر خوارى و زبونى بدارند چهره اش از خشم به سياهى ميگرايد .
حمايل شمشيرش دراز و خود نيز چندان بلند بالاست كه نيمى از ساقش از
زره بيرون مىماند .
به آبرويش از ابر باران مىخواهند و به رستگارى مىرسند .
خاكستر خانه اش بسيار است ، ( 2 ) و خود سرورى فرزند سرور
خوراك دادن به مهمانان را تشويق مىكند و آنان را پيرامون خود گرد
مىآرد .
هامش
( 1 ) و به گزارش برخى : در برابر همهء امور چنان دور انديش است كه
( 2 ) م : كنايه اى است از بسيارى رفت و آمد و مهمانى در يك خانه .