تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
خدا پاداش دهد گروهى را كه يكى از پى ديگرى در حجون - نام كوهى در مكه كه گورهاى مردم در آنجا بود - بر سر دسته اى فراهم آمدند . كه ايشان در كارى دور انديشانه به راهنمائى و راهبرى مىپردازند . چنان نزديكهاى كلهء حجون نشسته‌اند كه گفتى شاهانند و از ايشان نيز ارجمند و گرامىتر و بر سر اين كار هر مرغ شكارى به گونه اى يارى مىدهد كه گوئى كسى است كه در زرهى سنگين با كناره‌هاى آويخته مىخرامد . و از اين روى بسى به كندى راه مىپيمايد . هان اگر سروران آفريدگان را به شمار آرند . بهترين مردم - از لحاظ شخصيت خود و پدرش - احمد است . پيامبر خداوند است با رگ و ريشه و خوئى بزرگوار ، با خردى رسا و يارى شونده در برابر كارهاى سترك و سهمناك ، چنان پر دل است ( 1 ) كه گوئى او در دو دست من پاره اى آتش فروزان است كه مىدرخشد از ميان گرامىتر مردمان - خاندان لوى بن غالب - برخاسته . و چون او را بر خوارى و زبونى بدارند چهره اش از خشم به سياهى ميگرايد . حمايل شمشيرش دراز و خود نيز چندان بلند بالاست كه نيمى از ساقش از زره بيرون مىماند . به آبرويش از ابر باران مىخواهند و به رستگارى مىرسند . خاكستر خانه اش بسيار است ، ( 2 ) و خود سرورى فرزند سرور خوراك دادن به مهمانان را تشويق مىكند و آنان را پيرامون خود گرد مىآرد .
هامش
( 1 ) و به گزارش برخى : در برابر همهء امور چنان دور انديش است كه ( 2 ) م : كنايه اى است از بسيارى رفت و آمد و مهمانى در يك خانه .