تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
كسانى براى دشمنى به خاطر آن گرد آمده بودند . كه خوار و ناچيز نبودند ( 1 ) و جغد نافرخندهء آن ( 2 ) بر روى سرش در رفت و آمد بود . اين نامهء پليد و پر گناه براى آن پر شد ( 3 ) تا دستها بريده و گردنها زده شود . و مردم مكتين ( مكه و مدينه يا مكه و طائف ) را براند تا بگريزند . و بند بندشان از بيم گزند به لرزه در آيد . و پيشه ور رها كرده شود تا زير و روى كار خود را بنگرد . و بيانديشد كه ، آيا در آن هنگام به سوى دشت گريزد يا تپه و به سرزمين تهامه پاى نهد يا به مرز و بوم نجد ؟ و سپاهى در ميان اخشبين - نام دو كوه در مكه - بالا رود ، كه بارش تير و كمان و نيزهء خوشدست است . پس هر كس از ساكنان مكه را كه ارجمندى وى بالا گيرد . ارجمندى ما در دل مكه پيشينه دارتر است . ما هنگامى در آنجا پرورده شديم كه مردمان در آنجا اندك بودند . راه جدائى نپيموديم ، و نيكوئىها و ستودگىهامان فزونى مىيابد . آنگاه كه دستهاى كسانى كه تيرهاى برد و باخت را زنند مىلرزد . ما به گرسنگان خوراك مىدهيم تا ديگر مردم برترىهاشان را رها كنند ( 4 )
هامش
( 1 ) خوار و ناچيز ترجمهء قرقر است با استفاده از سخن سهيلى ( 2 ) يعنى بهرهء آن از بدى و نافرخندگى ، در قرآن نيز آمده است : طائر ( جغد يا نامهء عمل ) هر كس را به گردن خودش افكنديم . ( 3 ) ترجمهء اين بيت پس از اصلاح متن آن - به راهنمائى استاد بهبودى - انجام گرفت كه در ضمن آن ، كلمهء وقعة به رقعة تصحيح شد . ( م ) ( 4 ) مقصود او ( ع ) اين است كه چون مردم تنگ چشمى نمايند ما مىبخشيم زيرا در آن بازى و برد و باختها ، تنها كسانى شركت مىكردند كه دست و دل باز باشند .