تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
و هر كس را كه مىخواست به آن دست درازى كند از نزديكى لانه‌هاى ( 1 ) آنها مىزديم و دور مىكرديم . چوب خشك به فرخندگى ما بود كه سبزى در آن نمايان شد . و جز اين نيست كه ريشه‌هاى آن ؛ در كرانه‌هاى ما بود كه رشد يافت و فزونى گرفت . » سيرة ابن هشام 1 / 275 - 283 طبقات ابن سعد 1 / 186 تاريخ طبرى 2 / 218 - 221 ، ديوان ابى طالب ص 24 الروض الانف 1 / 171 ، 172 شرح ابن ابى الحديد 3 ، 306 ، تاريخ ابن كثير 2 / 126 ، 258 و 3 / 42 ، 48 ، 49 ، عيون الاثر 1 / 99 ، 100 تاريخ ابو الفدا 1 / 117 ، سيرهء حلبى 1 / 306 ، اسنى المطالب ص 15 كه مىنويسد : اين سروده‌ها از درخشانترين ستايشهائى است كه ابوطالب دربارهء پيامبر ( ص ) سروده و نمايندهء آن است كه حضرت را راستگو مىشمرده ، طلبة الطالب ص 5 - 9

12 سرور مكيان و نامهء قريش

قريش گرد آمدند و پس از مشورت بر آن شدند كه نامه اى بنويسند و در آن بر ضد هاشميان و مطلبيان هم پيمان شوند كه با آنان نه پيوند زناشوئى بندند و نه خريد و فروش نمايند و نه هيچگونه سازشى را هرگز از ايشان بپذيرند و نه بر آنان دل بسوزانند تا رسول خدا ( ص ) را به دست ايشان سپارند و دست ايشان را به روى او باز گذارند كه او را بكشند پس اينها را در نامه اى نوشتند به خط منصور بن عكرمه يا غيض بن عامر يا نضر بن حرث يا هشام بن عمرو يا طلحة بن ابى طلحة يا منصور بن عبد و از اين پيمان ، نسخه اى را در كعبه آويختند و اين پيش آمد در نخستين شب از محرم سال هفتم از بر انگيخته شدن پيامبر بود . چنانچه انجمن ياد شده در خيف بنى كنانه كه سنگ انداز بود بر پا شد پس هاشميان و مطلبيان
هامش
( 1 ) ترجمهء اجحار است كه در الغدير به غلط احجار چاپ شده بنگريد به ابن هشام .