تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
چنان است كه البته على دانش را از بوبكر فرا گرفته ( 1 ) آيا گزافه و تندروى نيست كه همچون ابن حجر در « صواعق » ص 19 - بگويند : به راستى بوبكر از بزرگترين كسانى است كه انديشهء خود را براى دريافت دستور خدا به كوشش واداشته و بلكه بىچون و چرا او از همهء ياران پيامبر داناتر است . آيا گزافه و تندروى نيست كه بگويند به راستى بوبكر در ميان ياران پيامبر از همه داناتر و هوشمندتر و آگاهى او به آئين نامه‌هاى پيامبر بيشتر بود چنان كه ياران پيامبر در بسيارى جاها به انديشهء او بر مىگشتند و او با گزارش آئين - نامه هائى از پيامبر كه نزد آنان يافت نمىشد ( ولى وى از برداشت و هر گاه مىخواست به ياد مىآورد ) در برابر ايشان روى مىنمود و چگونه چنين نباشد با آنكه از آغاز بر انگيخته شدن پيامبر - درود خدا بر وى - تا هنگامى كه درگذشت همراه و نگران وى بوده است ( 2 ) آيا گزافه و تند روى نيست كه به پاكترين پيامبران - درود خدا بر وى و خاندانش - بسته‌اند كه گفته : خداوند هيچ چيز در سينهء من نريخت مگر آن را در سينهء بوبكر ريختم ( 3 ) آيا گزافه و تندروى نيست كه از زبان او - درود خدا بر وى و خاندانش - گزارش كرده‌اند كه گفته : « در خواب ديدم كه گوئى كاسه اى بزرگ و پر از شير به من دادند تا چندان از آن نوشيدم كه لبريز شدم و ديدم كه در رگهايم ميان گوشت و پوستم روان گرديد و با آشاميدن آن افزونى يافتم پس آن را به بوبكر دادم . » گفتند : اى پيك خدا ! اين دانش است كه خداوند تو را بخشود
هامش
( 1 ) ن : « منهاج السنة » از ابن تيميه ج 3 ص 128 و بنگريد به آنچه ما خود در جلد ششم ص 329 چاپ دوم آورديم . ( 2 ) ن : « تاريخ الخلفاء » از سيوطى ص 19 . ( 3 ) ن : برگرديد به جلد پنجم از همين نگاشتهء ما ص 316 از چاپ دوم و نيز به جلد 13 برگردان پارسى آن ص 193 .