تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و اگر آنچه شما دربارهء محمد آگاهى داديد نمىبود ، البته امروز شما نزد ما نابزرگوار مىبوديد و چون او را ديد كه روى به سوى خانه اش مىآيد و سايه اى از ابر او را از گزند گرماى آفتاب به دور مىدارد . همانند سجده كنندگان سرش را خم كرد و آن را به گلو و سينه چسباند چه چسبانيدنى ! گروهى روى آوردند . و در جستجوى همان ابر مردى شدند كه بحيرا در ميان چادرها ديده بود پس ، از بيم گزند ايشان به او بر ايشان شوريد زيرا آنان در برابر ما ستم پيشه و آسيب رسان بودند . دريس بود و تمام . و به همين گونه زبير ( 1 ) در ميان ايشان بود و همهء قوم بيدار بودند . آمدند در حالى كه كمر به كشتن محمد بسته بودند . ولى او ايشان را با نيكوترين كشمكشى باز گردانيد . زيرا برايشان تورات را تفسير كرد تا به درستى سخنش يقين كردند . به ايشان گفت شما سختترين خواسته‌ها را خواسته‌ايد . آيا مىخواهيد محمد پيامبر را بكشيد ؟ شما با فزونى و درازى كيفرهاى خود ( 2 ) - در نافرخندگى - مخصوص شده‌ايد . و به راستى آن كس كه ما او را بر گزيده‌ايم گزندها را از او باز مىدارد . و در برابر شما همو برايش بس است و نيرنگ هر فرومايه اى را پاسخ مىدهد . آن نيز از نشانه‌ها و روشنگرى او است .
هامش
( 1 ) دريس و زبير و - يا مطابق بعضى نسخه‌ها زدير - و تمام از دانشمندان يهود بودند . ( 2 ) ترجمهء اثام است كه در الغدير به غلط انام چاپ شده و ما درست آن را از جاى ديگر كتاب : 7 / 371 پيدا كرديم . ( م )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 279 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)