كه به مرواريدها مىمانست و افراد را مىپراكند .
دربارهء او خويشاوندى پيوسته را رعايت كردم
و سفارشهاى نياكان را به كار بستم
و بفرمودمش تا ميان عموهاى خود به گردش پردازد
كه سپيد رويانى كمر بسته براى نيازمندىها و دليرانى بىمانند هستند
پس ايشان به آهنگ دورترين مقصدى ( 1 ) كه مىشناختند به راه افتادند
و براستى جائى كه قصد كرده بودند ( 2 ) ، دور بود
تا آن كه كاروانيان ، بصرى را ديدند
و در ميانهء شاهراه و از همانجا كه زير نگاه داشتند بر خوردند به :
دانشمندى كه ايشان را از سخنى راستين دربارهء او آگاهى داد
و گروههاى رشگ برنده را باز گردانيد
گروهى از يهوديان چون با كينه هائى كه در دلهاشان مىجوشيد ابر را ديدند بر سر پيامبر سايه افكنده ( 3 )
شوريدند تا محمد را بكشند و او ايشان را از اين كار دربارهء او بازداشت
و به نيكوترين گونه اى در اين راه كوشيد و پيكار كرد .
زبير از سوى بحيرا باز گردانده شد
و پس از زد و خوردها و دورىها به ميان گروه بازگشت .
به همين گونه ، دريس را باز داشت و او از سخن وى پاپس كشيد
زيرا دانشورى بود كه دستور وى با راه راست هماهنگى داشت « و هم گفت :
« مرا نمىبينى كه نخست به ناروا تصميم بر جدائى از كسى كه
پدر و مادرى آزاده داشت
هامش
( 1 ) آهنگ و مقصد و جائى كه قصد كرده بودند هر سه ترجمهء طية است در پاره اى از نسخهها نيز به جاى آن طبة ( با طاء زبردار و باء ، به معنى ناحيه ) نوشتهاند .
( 2 ) آهنگ و مقصد و جائى كه قصد كرده بودند هر سه ترجمهء طية است در پاره اى از نسخهها نيز به جاى آن طبة ( با طاء زبردار و باء ، به معنى ناحيه ) نوشتهاند .
( 3 ) ترجمهء اين بيت مطابق نسخه اى كه امينى در پاورقى ياد كرده انجام گرفت و روايت مذكور در متن الغدير ، مفهوم نشد . ( م )