تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
كه به مرواريدها مىمانست و افراد را مىپراكند . دربارهء او خويشاوندى پيوسته را رعايت كردم و سفارشهاى نياكان را به كار بستم و بفرمودمش تا ميان عموهاى خود به گردش پردازد كه سپيد رويانى كمر بسته براى نيازمندىها و دليرانى بىمانند هستند پس ايشان به آهنگ دورترين مقصدى ( 1 ) كه مىشناختند به راه افتادند و براستى جائى كه قصد كرده بودند ( 2 ) ، دور بود تا آن كه كاروانيان ، بصرى را ديدند و در ميانهء شاهراه و از همانجا كه زير نگاه داشتند بر خوردند به : دانشمندى كه ايشان را از سخنى راستين دربارهء او آگاهى داد و گروه‌هاى رشگ برنده را باز گردانيد گروهى از يهوديان چون با كينه هائى كه در دلهاشان مىجوشيد ابر را ديدند بر سر پيامبر سايه افكنده ( 3 ) شوريدند تا محمد را بكشند و او ايشان را از اين كار دربارهء او بازداشت و به نيكوترين گونه اى در اين راه كوشيد و پيكار كرد . زبير از سوى بحيرا باز گردانده شد و پس از زد و خوردها و دورىها به ميان گروه بازگشت . به همين گونه ، دريس را باز داشت و او از سخن وى پاپس كشيد زيرا دانشورى بود كه دستور وى با راه راست هماهنگى داشت « و هم گفت : « مرا نمىبينى كه نخست به ناروا تصميم بر جدائى از كسى كه پدر و مادرى آزاده داشت
هامش
( 1 ) آهنگ و مقصد و جائى كه قصد كرده بودند هر سه ترجمهء طية است در پاره اى از نسخه‌ها نيز به جاى آن طبة ( با طاء زبردار و باء ، به معنى ناحيه ) نوشته‌اند . ( 2 ) آهنگ و مقصد و جائى كه قصد كرده بودند هر سه ترجمهء طية است در پاره اى از نسخه‌ها نيز به جاى آن طبة ( با طاء زبردار و باء ، به معنى ناحيه ) نوشته‌اند . ( 3 ) ترجمهء اين بيت مطابق نسخه اى كه امينى در پاورقى ياد كرده انجام گرفت و روايت مذكور در متن الغدير ، مفهوم نشد . ( م )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 277 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)