و هرگز روز روشن مانند تاريكىها نيست » .
ديوان ابوطالب ص 33 تا 35 - تاريخ ابن عساكر 1 / 269 تا 272 الروض الانف 1 / 120 .
سيوطى نيز گزارش ياد شده را در الخصايص الكبرى 1 / 84 از طريق بيهقى آورده و در ص 85 مىنويسد : ابوطالب در اين زمينه اشعارى سروده و از آن جمله :
بازنگشتند تا از محمد داستانهائى ديدند .
كه اندوه را از هر دلى مىزدايد .
و تا ديدند كه دانشوران هر شهر - تك تك و همگى -
در برابر او به سجده افتادند .
از زبير و تمام كه هر يك گواه بودند .
و هم ادريس كه همه آهنگ تبهكارى داشتند .
پس بحيرا سخنى به ايشان گفت
كه پس از دروغ شمردن آن و آن همه دور رفتنها به آن يقين كردند .
همانگونه به گروهى كه يهودى بودند گفت
- و در راه خدا به هر گونه كوشش و پيكارى با ايشان دست زد -
پس در حالى كه نيكخواهى او را فرو گذار نكرده بود گفت :
او را باز گردان كه همهء شكارچيان در كمين او نشستهاند .
و براستى من مىترسم رشگبران گزندى به او رسانند .
زيرا او براستى با هر مركبى كه بگوئى نامش در نامههاى آسمانى نوشته شده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٨٠