تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
- پسرم على و بزرگ خاندان ، عباس و حمزه آن شيرى را كه پاسدار حقيقت او است و هم جعفر را - تا گزند مردم را از او به دور دارند . اى فداى شما باد مادرم و همهء زادگانش ! شما دريارى احمد در برابر مردمان همچون سپرها باشيد . ( 1 ) .

2 كارهاى نيكو و سخنان شايستهء سپاسگزارى كه به آن برخاسته

و اين هم از كارهاى نيكو و كوششهاى شايستهء سپاسگزارى كه از سرور مكيان ابوطالب ( ع ) در يارى پيامبر ( ص ) ديده شد و هم پاسدارى و پشتيبانى او از وى و خواندن مردم به وى و به كيش يگانه پرستى وى از آغاز بعثت تا بازپسين دم از زندگى ابوطالب كه لابلاى آنها انباشته از گفته هائى است كه هر جملهء آن دليلى آشكار است ، هم بر اسلام درست و ايمان سرهء او و هم بر تسليم او در برابر پيام خداوندى و اكنون بيا تا ببينى سنيان چه آورده‌اند :

1 [ ابوطالب و رسول خدا در سفر بازرگانى شام ]

ابن اسحاق گويد : ابوطالب در ميان كاروانى براى بازرگانى آهنگ شام داشت و چون آمادهء بيرون رفتن شد و پاى در راه سفر نهاد رسول خدا ( ص ) به نزد او آمد و مهار شترش را گرفت و گفت عمو ! مرا كه نه پدرى دارم و نه مادرى به كه مىسپارى ؟ ابوطالب را دل بر او سوخت و گفت به خدا سوگند كه او را نيز با خود
هامش
( 1 ) در نسخهء چاپى متشابهات القرآن ، هنگام نقل اين اشعار تصحيف و تحريفى روى داده بنگريد به ج 2 ص 65 از آن .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 274 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)