نمىتواند آن را گفته باشد مگر همان كس كه به او نسبت دادهاند ( ابوطالب ) .
نشانههاى مردانگى را خيلى بيش از آنچه در هفت قصيده اى كه بر خانهء كعبه آويخته بودند بيابيم در اين جا توانيم جست و خود همهء آن در رسانيدن اين معنى ، شيواتر سخن است . اموى نيز در كتاب مغازى خود آن را به گونه اى طولانىتر با افزونىهائى ديگر آورده كه خدا بهتر مىداند افزونىها اصالت دارد يا نه . »
ابو هفان عبدى در ديوان ابوطالب ص 2 تا 12 قصيده را در 111 بيت آورده كه شايد همه اش همان باشد .
و ابن ابى الحديد در شرح خود 2 / 315 پس از آوردن بخشى از سرودههاى ابوطالب مىنويسد : بودن همهء اين اشعار از ابوطالب در حكم متواترات است چون اگر يك يك آنها نيز از اين نظر متواتر نباشد مجموع آنها دلالت بر امرى واحد مىكند كه در همهء آنها مشترك است و آن نيز راست شمردن دعوت محمد ( ص ) است . و اين رويهمرفته اى كه از شعرها بر مىآيد از متواترات است چنانچه هر يك از گزارشهائى كه در به خاك افتادن دليران گردنكش به شمشير على ( ع ) رسيده خبر واحد و نامتواتر است ولى نتيجهء رويهمرفتهء آنها متواتر است و به گونه اى بديهى ما را آگاه مىسازد كه او دلير بوده و به همين گونه است سخن در پيرامون بخشندگى حاتم و بردبارى احنف و معاويه و هوشمندى اياس و پرده درى و هرزگى ابو نواس و جز اينها و گفتهاند :
همهء اينها را هم به يك سوى افكنيد ولى چه مىگوئيد دربارهء قصيدهء لاميهء او كه معروفيت آن همچون معروفيت قصيدهء قفانبك است و اگر در بودن آن از ابوطالب يا در بودن پاره اى از ابيات آن از وى چون و چرا نمائيم روا خواهد بود كه در بودن قصيدهء قفانبك يا در بودن پاره اى از ابيات آن از سراينده اش چون و چرا نمائيم .
قسطلانى هم در ارشاد السارى 2 / 227 مىنويسد اين قصيده اى بزرگ و شيوا در بحر طويل است كه شمارهء بيتهاى آن به 110 بيت مىرسد و آن را هنگامى سروده كه قرشيان بر ضد پيامبر ( ص ) با يكديگر همدست شدند و هر كه مىخواست
الغدير ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧١