تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
سيد احمد زينى دحلان پاره اى از بيتهاى آن را در « السيرة النبوية » كه در حاشيهء سيرهء حلبى چاپ شده در ج 1 ص 88 آورده و گويد : امام عبد الواحد سفاقسى ( 1 ) در شرح بر كتاب بخارى مىنويسد : اين شعرهاى ابوطالب دليل است كه او پيش از برانگيخته شدن پيامبر ( ص ) و از همان گاه كه بحيراى راهب و ديگران دربارهء مقامات او ( ص ) گزارشهائى به وى دادند پيامبرىاش را شناخته بود و اين معرفت خويش را با آنچه خود از احوال او به چشم ديد - و از جمله باران خواستن به بركت او در كودكىاش - استوار گردانيد و گذشته از شعرهائى كه نمايندهء معرفت ابوطالب به نبوت او ( ص ) است گزارشهاى فراوانى نيز در اين زمينه رسيده است . امينى گويد : اگر اين همه شيوه‌هاى گوناگونى كه در اين اشعار مذكور به كار رفته پذيرفته نباشد من نمىدانم كه پس براى گواهى و اقرار به نبوت ، ديگر چه بايد كرد ؟ اگر يكى از اين سخنان در نظم يا نثر هر كس يافت شود همگان بر مسلمانى او همداستان مىشوند ولى همهء اينها نتوانسته است آقايان را به مسلمانى ابوطالب معتقد سازد ! بشگفت آى و عبرت بگير ! اين بود بخشى از سروده‌هاى ابوطالب ( ع ) كه از هر فراز آن ايمان خالص و اسلام درست نمايان است . دانشمند يگانه ابن شهر آشوب مازندرانى در كتاب خود متشابهات القرآن آنجا كه دربارهء اين آيه از سورهء حج ( هر كس خدا را يارى رساند خدا نيز البته به راستى او را كمك مىكند ) سخن مىگويد نوشته : « به راستى اشعار ابوطالب كه نمايندهء ايمان او است از ‹ 3000 › بيت در مىگذرد و از لا به لاى آنها چهرهء كسى را آشكارا مىتوان ديد كه رخسار پيامبر ( ص ) را به روشنى مىديده و پيامبرى او را درست مىشمرده » و آنگاه بخشى گسترده از آنها را ياد كرده و از آن جمله اين سروده‌ها را كه به جاى سفارش براى پس از مرگش سروده : چهار كس را به يارى پيامبر نيكو سفارش مىكنم
هامش
( 1 ) اين همان كسى است كه سخن وى را به نام ابن التين از نوشتهء قسطلانى آورديم .