تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
اى تبار عبد مناف ! شما بهترين گروه خويش هستيد ، پس هر بىرگ و ريشه اى را كه به نار است به شما چسبانيده‌اند در كار خويش شريك نسازيد مگر نمىدانيد فرزند ما ؛ كسى نيست كه نزد ما دروغگو شمرده شود و ما از سخنان ياوه پروائى نداريم ارجمند سرورى از آن مهتران كه همهء نيكوئىها را در خويش فراهم آورده اند و نسبت او به گوهر و شخصيتى برتر در مرز و بوم سر افرازىها مىرسد . به جان خودم چندان در دوستى احمد شادمانم كه شادمانى را به ستوه آورده‌ام . و همانند دوستدارى هميشگى به او مهر ورزيدم او پيوسته ، در جهان هم براى مردم آن زيبائى است . و هم پيرايهء دوستدارانش و خداوند كارهائى سهمناك و گشايندهء گره ها احمد در ميان ما از ريشه و بنيادى برخاسته كه هر چه براى نگريستن به آن گردن دراز كنند باز هم پايگاهشان به آنجا نمىرسد كه به آن چشم دوزند . بر او مهربانى نمودم ، گزندها از وى به دور ساختم ، پاسدارش بودم و با همهء نيروها و توانائى خود از وى پشتيبانى كردم پس پروردگار بندگان با يارى خويش او را پشتيبان باشد و كيشى را آشكار سازد كه باطل را در مرز و بوم حقيقت آن ، راه نيست . از اين چكامه ، ابن هشام در سيرهء خود 1 / 286 تا 298 ، نود و چهار بيت آورده و مىنويسد : اين آنمقدار از قصيده است كه من ؛ بودن آن را از ابوطالب ، راست مىشمارم ، ابن كثير نيز 92 بيت آن را در تاريخ خود 3 / 53 تا 57 آورده و در گزارش ابن هشام 3 بيت هست كه در تاريخ ابن كثير يافت نمىشود و مورخ اخير در ص 57 مىنويسد : « مىگويم اين قصيده اى بسيار سترك و شيوا است كه هيچكس »