اى تبار عبد مناف ! شما بهترين گروه خويش هستيد ،
پس هر بىرگ و ريشه اى را كه به نار است به شما چسبانيدهاند در كار خويش
شريك نسازيد
مگر نمىدانيد فرزند ما ؛ كسى نيست كه نزد ما دروغگو شمرده شود و ما از
سخنان ياوه پروائى نداريم
ارجمند سرورى از آن مهتران كه همهء نيكوئىها را در خويش فراهم آورده اند
و نسبت او به گوهر و شخصيتى برتر در مرز و بوم سر افرازىها مىرسد .
به جان خودم چندان در دوستى احمد شادمانم كه شادمانى را به ستوه
آوردهام .
و همانند دوستدارى هميشگى به او مهر ورزيدم
او پيوسته ، در جهان هم براى مردم آن زيبائى است .
و هم پيرايهء دوستدارانش و خداوند كارهائى سهمناك و گشايندهء گره ها
احمد در ميان ما از ريشه و بنيادى برخاسته
كه هر چه براى نگريستن به آن گردن دراز كنند باز هم پايگاهشان به آنجا
نمىرسد كه به آن چشم دوزند .
بر او مهربانى نمودم ، گزندها از وى به دور ساختم ، پاسدارش بودم
و با همهء نيروها و توانائى خود از وى پشتيبانى كردم
پس پروردگار بندگان با يارى خويش او را پشتيبان باشد
و كيشى را آشكار سازد كه باطل را در مرز و بوم حقيقت آن ، راه نيست .
از اين چكامه ، ابن هشام در سيرهء خود 1 / 286 تا 298 ، نود و چهار بيت آورده و مىنويسد : اين آنمقدار از قصيده است كه من ؛ بودن آن را از ابوطالب ، راست مىشمارم ، ابن كثير نيز 92 بيت آن را در تاريخ خود 3 / 53 تا 57 آورده و در گزارش ابن هشام 3 بيت هست كه در تاريخ ابن كثير يافت نمىشود و مورخ اخير در ص 57 مىنويسد : « مىگويم اين قصيده اى بسيار سترك و شيوا است كه هيچكس »
الغدير ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٠